منو
شهادت امام محمد باقر (ع) 97 - محمدحسین پویانفر

شهادت امام محمد باقر (ع) 97 - محمدحسین پویانفر

  • 9 تعداد قطعات
  • 13 دقیقه مدت قطعه
  • 155 دریافت شده
مرثیه خوانی شهادت امام محمد باقر (ع) با صدای محمدحسین پویانفر، 1397

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 13:17
    روضه - کعبه یک زمزم اگر در همه عالم دارد چشم عشّاق تو نازم که دو زمزم دارد هر کجا ملک خدا هست حسیّنیه تو است هر که را می نگرم شور محرّم دارد نه محرّم نه صفر بلکه همه دور? سال کعبه با یاد غمت جام? ماتم دارد روضه خوان تو خدا گریه کن تو آدم اشک، ارثی است که ذرّی? آدم دارد نازم آن کشته که تا صبح قیامت زنده است سلطنت همچو خدا در دل عالم دارد اشک در ماتم تو بسکه عزیز است حسین جای در چشم رسولان مکرّم دارد جگرم زخمی آن کشته که زخم بدنش هر دم از زخم دگر دارو و مرحم دارد می کند آتش دریای غضب را خاموش هر که در دید? خود یک نم از این یم دارد روز محشر نفروشد به دو صد باغ بهشت هر که یک میوه ز نخل تر «میثم» دارد شاعر : حاج غلامرضا سازگار
  • 12:43
    روضه - هجوم موجِ بلا را به چشم خود دیدم غروبِ کرببلا را به چشم خود دیدم  به سر زنان پیِ عمه به روی تل رفتم ذبیحِ دشتِ منا را به چشم خود دیدم  میانِ آن همه نیزه به دست در گودال سنانِ بی سر و پا را به چشم خود دیدم  به زورِ نیزه زِرِه را ز تن در آوردند مُرَملٌ بدماء را به چشم خود دیدم  زقتلگاه همه دستِ پُر که می رفتند به دوشِ خولی عبا را به چشم خود دیدم  زمان حمل? آن ده سوارِ تازه نفس غبارِ رویِ هوا را به چشم خود دیدم  میانِ پنج? هر نعل تازه و میخش لباسِ خون خدا را به چشم خود دیدم  سلام بر بدنِ بی سری که عریان شد تنِ به خاک ،رها را به چشم خود دیدم  میانِ طایفه ها رأسها که قسمت شد سرِ همه شهدا را به چشم خود دیدم  عمو که خورد زمین رویِ حرمله واشد تمام واقعه ها را به چشم خود دیدم  به پشتِ خیمه به دنبالِ قبر اصغر بود شکارِ رأسِ جدا را به چشم خود دیدم  فرارِ دختری آتش گرفته در صحرا میانِ هلهله ها را به چشم خود دیدم  گذشته از همه اینها به شهرِ بد نامان زمانِ قحطِ حیا را به چشم خود دیدم  میانِ مجلسِ نامحرمان و بزمِ شراب ورودِ آل عبا را به چشم خود دیدم  تَهِ پیال? خود را کنارِ سر می ریخت قمار و تشتِ طلا را به چشم خود دیدم  ضریحِ صورتِ جدم دوباره ریخت به هم شتابِ چوبِ جفا را به چشم خود دیدم  عزیز کرد? زهرا کنیزِ مردم نیست اشار? دو سه تا را به چشمِ خود دیدم شاعر : قاسم نعمتی
  • 4:37
    زمینه - اندک اندک ماه ماتم میرسد بوی اسفند محرم میرسد مادرش در کربلا با قامت خم میرسد شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین سوی دل با کاروان کربلا دارد حسین بس که محمل ها رود منزل به منزل با شتاب کس نمی رداند عروسی یا عزا دارد حسین
  • 4:21
    زمینه - ای امتداد روضه ی عاشورا ای آخرین مجاهد کربلا تو باقرالعلوم عالم هستی عزا گرفته از غم تو زهرا شب مدینه رنگ ماتمه خاک بقیع برا تو پر غمه شب شهادتت برای ما طلیعه ی ماه محرمه غریب آقا غریب آقا نگفته ها ز کاروان داری تو گلایه ها ز ساربان داری تو چه خاطرات تلخی از گودال و نذر شراب و خیزران داری تو می خونی روضه رو با اشک و آه غروب سرخ و آخرین نگاه جدمو می زدن تو قتلگاه عمه مو می زدن تو خیمه گاه غریب آقا کتیبه ها و پرچمو دوست دارم دل نگرونی و غمو دوست دارم امام رضا می دونه که بی تابم دغدغه ی محرمو دوست دارم با گریه می گم یا امام رضا تویی به فکر ما امام رضا شال عزا و رزق اربعین اشک محرمو امام رضا غریب آقا
  • 7:58
    شور - بانگ باز این چه شورش است و به گوش عالم میاد مادر قد خمیده ای هم با نوحه و دم میاد از مدینه رسول خاتم با سبط اکبر حسن از نجف هم به کربلایت علی اعظم میاد وای مرثیه بخون مادر حسین پای نفس آخر حسین روضه تن بی سر حسین آه بُنَیَ میروی از برم شتابان به سوی میدان حسین فرصتی مانده ای برادر وداع پایان حسین قبل و الشمر جالس سینه ات برهنه نماند تا که بوسم به جای مادر گلویت ای جان حسین وای مرثیه بخون شاه کم سپاه مرثیه سنگین قتلگاه میکشنت ای شاه بی پناه آه اُخَیَ شاه لب تشنگان فتاده به گودی فتلگاه بر سر بردن عمامه قیامتی شد به پا در تنش نیزه ها شکسته و شمر ملعون رسید مادرش ضجه میزد اما سرش برید از قفا وای مرثیه بخون خواهر حسین روضه سر و حنجر حسین زخمای روی پیکر حسین آه بُنَیَ آه اُخَیَ
  • 5:50
    شور - سلام ما به صدای قدمت داره کم کم می رسه محرمت ای نفسم به خدا دلواپسم یعنی امسال به محرم می رسم دربه درم داری منت به سرم قسمت می دم به اشک مادرم تنها فقط اینه آقا خواهشم که بذاری شب سومو باشم سلام ما به رقیه دخترت به صدای گریه های اصغرت به خواهرت به ربابه همسرت به علم رو شونه ی آب آورت سلام ما به بریده حنجرت به بنیه گفتن مادرت به خشکیا به ترک های لبت به طنین ناله های زینبت سلام ما به تن بی کفنت به جراحات عمیق بدنت سلام ما به تو و پیراهنت بمیرم با هر چی که می شد می زدنت سرت به نی بدنت تو بوریا بوریای کهنه ی دهاتیا پاشو ببین که گیر افتاده حالا خواهرت بین یه عده بی حیا زینب کجا کوچه و بازار شام دختر علی میون ازدحام زینبو یه مشت حرامی زینبو سنگای شامی تو بازار برده ها آوردنا رقصیدنا ...
  • 2:42
    واحد - ای صحرای ماریه ای تل زینبیه بار دیگر رسیده ایام مسلمیه بی کس و تنها بین بازار مسلم نهاده سر بر دیوار آه و واویلا یابن الزهرا
  • 8:33
    واحد - عمامه بر میدارم از سر ، حرف دارم هر جا بیاید نام مادر حرف دارم هر چه می آید بر سر ما از سقیفه ست از غربت بسیار حیدر حرف دارم از سیلی و دیوار و میخ در بماند این بار از یک داغ دیگر حرف دارم مسمومیت آخر گریبانگیر من شد از نیش زهر و زخم بستر حرف دارم همراه دارم در لحد عمامه ام را با یادگاری پیمبر حرف دارم دیگر خلاصه میکنم درد و دلم را از کربلا با قلب مضطر حرف دارم جا ماندم از جان بر کفان لشگر عشق از قاسم و از عون و جعفر حرف دارم هم بر جوان اربا اربا گریه کردم هم از عبا و نعش اکبر حرف دارم گهواره جنبان میان خیمه بودم از بی قراری های اصغر حرف دارم سرنیزه ها را دیده ام در کشمکش ها از چکمه و پهلو مکرر حرف دارم ای کشتگان اشک اگر طاقت بیارید از خنجر و گودی حنجر حرف دارم گودال از خون خدا یکباره پر شد از ضربه ی سنگین آخر حرف دارم با چشم خود دیدم چهل تا نعل تازه از جای سُم بر روی پیکر حرف دارم با آستین پاره عمه روسری ساخت ای مردم از قحطی معجر حرف دارم شاعر : علیرضا خاکساری
  • 3:43
    واحد - یا ضیغم المهمهم و یا ناصر النبی یا کاتب الکتائب و یا قاتل القوی یا قاهر العدو و یا والی الولی یا مظهر العجائب و یا مرتضی علی خمار باده عشقم خمار جام علی علی امام من است و منم غلام علی جنازمو میبرن وادی السلام علی علی امام من است و منم غلام علی خمار باده عشقم خمار جام علی هزار جان گرامی فدای نام علی من ایستاده بمیرم به احترام علی علی امام من است و منم غلام علی

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه دعا و نغمه های مذهبی