منو
شب هفتم محرم 95 - محمدحسین پویانفر و سید امیر حوری

شب هفتم محرم 95 - محمدحسین پویانفر و سید امیر حوری

  • 7 تعداد قطعات
  • 6 دقیقه مدت قطعه
  • 102 دریافت شده
مرثیه خوانی شب هفتم محرم با صدای محمد حسین پویانفر و سید امیر حوری، 1395

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 6:49
    روضه - چقدر از صبح لالا خوانده ام من دهانم زخم شد شاید بخوابی برایت گریه تاثیری ندارد علی مادر که تقصیری ندارد بکش ناخن بروی سینه اما نخورده آب که شیری ندارد شدی بدخواب اما خواب برگرد به روی دست شو مهتاب برگرد مبادا جان مادر برنگردی برو تشنه ولی سیراب برگرد به لرز افتاده جسم نیمه جانت ترک افتاده بر جان لبانت زبانم بند آمد از خجالت نگاهم خورد وقتی بر زبانت دعا کردم سرت آرام باشد همیشه پیکرت آرام باشد الهی تیرها دور نگردند الهی حنجرت آرام باشد مبادا باد مویت را ببیند نگاهی رنگ و رویت را ببیند فقط دلواپس اینم عزیزم کمانداری گلویت را ببیند میان خیمه ماندم گریه کردم تو رفتی پای این غم گریه کردم خودت که پیش بابایی ولی من لباست را گرفتم گریه کردم صدایی آمد و از جا پریدم سراسیمه به سوی تو دویدم کجا رفتی که من بر دست بابا به غیر تیر چیزی را ندیدم خودت دیدی که نامردند مادر برایت نیزه آوردند مادر الهی رنگ شادی را نبینند عجب آشفته ات کردند مادر همین که بند قنداق تو وا شد میان عرش هم غوغا بپا شد خودم دیدم که با چه اضطرابی پدر راهی پشت خیمه ها شد شاعر : سید پوریا هاشمی
  • 12:07
    روضه - سید امیر حوری - کارم به غیر از سینه زدن نیستجز گریه چیزی درمون من نیستتو روضه گردی ذکر لبم جزاین الحسین و این الحسن نیستسلام به اون آقایی که کار شب و روزش شده آهسلام به اون لبهایی که دائم میگن اباعبداللهسلام به اون چشمایی که گریونه از غمهای زینبسلام به اون دستایی که سینه زدن برای زینبآقا بیا آقا بیا آقا بیا دورت بگردم ***لالالالایی مادر بمیره با گریه ی تو گریم می گیره لالالالایی مادر فدات شه صبح سپیدم شد شام تیره ناخن نکش رو دست من گریه نکن آروم جونم ناخن نکش گرسنته علی من مادر می دونم ناخن نکش رو دست من مشک عمو شد پاره پاره ناخن نکش رو دست من خدا کنه بارون بباره لالالالا لالالالا شش ماه ی من لباس رزمو از تن درآورد بابا گرفت و بردش به میدون رو کرد به دشمن من علینا مگه شماها نیستید مسلمون شش ماه روی دستشو تنها می گفت ان ترحمونی حرفاش هنوز تموم نشد که دید شده قنداقه خونی تیر سه شعبه اومده شش ماهه شد بریده حلقوم مادر تو خیمه بی قرار حالا که شد شش ماه آروم
  • 6:47
    زمینه - لالالالا گل پونه من تب خونه من بذار باز سرت رو روی شونه من راضی بودم یه کم دیر بخوابی نه اینکه عزیزم با این تیر بخوابی دم خیمه مادرت افتاده توی خیمه خواهرت افتاد روی دستای بابات اخر تو از بی ابی سرت افتاد از تو خیمه بریده بریده خمیده خمیده ببین عمه با من تا اینجا دویده حیرونم کرد همین جسم نازت غم جان گدازت ببخش دیر رسیدم به تشییع جنازت دل من توی حرم ریخته یه دنیا غم رو سرم ریخته به حلقت تیر خورد ولی مادر همه خیمه ها بهم ریخته لالالالا بخواب ای امیدم بخواب ای عزیزم روی صورت تو چجور خاک بریزم حالا که شد یه گهواره خالی یه قنداقه خونی دعام اینه مادر به نیزه نمونی دل مادرت به مو بنده هنوز رو لبهات یه لبخنده جلو چشمای من و بابا چشای نازت رو می بنده
  • 4:16
    واحد - لالالالا چقده بی تابی عزیزکم چرا نمی خوابی تشنه واسه یه قطره ی آبی وای پریشونی چرا تو گهواره ت بی قراره مادر بیچاره ت قنداقه تو نبرنش غارت وای وای وای وای گریه نکن که دل من خونه حال منو کسی نمی دونه عمه جونت خیلی پریشونه وای پیش چشام داری می شی پرپر خشکه لبات بمیرم ای مادر میاره آب عمو برات آخر وای وای وای وایآقای من دین و دنیای من دنیای من خواب و رؤیای من رؤیای من تویی آقای من آقای من سر شده با تو همه روزامون حرم تو رؤیای شبهامون خالیه باز حرم تو جامون آقامی من
  • 5:31
    واحد - زده زندگی سکه ی عزتو به نام همونا که گمنام شدن یه لبخند ساده به دنیا زدن که ابراهیم هادی یا ضرغام شدن سلام ای عاشقای بی نشون سلام مسافرای آسمون سلام به تشنگی و غیرتو سلام به قطره قطره خونتون نذار واسم آخر یه حسرت شه می خوام روزیم شهادت شه شهادت شهادت شهادت آرزومه چقدر دست و پا زد تو امواج خون خدا رو ببینه تو معراج خون شهیدی که روی سرش فاطمه می ذاره با دست خودش تاج خون قسم به زائرای اربعین قسم به خاک راه کربلا منم می خوام سرم فدا بشه یه روز تو راه شاه کربلا دلم خونه از غم که جاموندم من از یارام جدا موندم
  • 10:04
    دودمه - مشک سقا شده بی آب مادری در حرم بی تاب وای من از دل ارباب ارباب ارباب حسین جانم ای ز آب فرات محروم شد دل خواهرت مغموم السام علی المظلوم مظلوم مظلوم حسین جانم
  • 9:39
    تک و شور - دل بی تاب آب سراب آب ندادند به طفل رباب سینه کباب وای رباب آب ندادند به طفل رباب روی نیزه نخند اینقدر من که مردم نخند اینقدر هر دفعه که تو رو خواستم طعنه خوردم نخند اینقدر هی می گم به نیزه دار نندازید بچه مو دیدی آخرش زدن از ریشه غنچه مو با کدوم صدا برات لالایی بخونم دق دادی منو ببین نمی تونم لالا گل گندم لالا گل پونه حال منو کی می دونه وای رباب وای رباب وای رباب لبها هلاک آب دلها ز غصه آب غم آمده به دل رفته ز خیمه تا کرب بلا پر از فریاد بی جاب حتی به کربلا دیده نشد سراب وای رباب وای رباب حتی به کربلا دیده نشد سراب ذکر همه شده لالا علی بخواب باید علم گرفت راه حرم گرفت راه زیارت ساقی غم گرفت هرگز نمی شود پیمانه کم گرفت شد بسته آب وای از غم دلم گرفت محبوب فاطمه ست هر کس که دم گرفت وای از دل رباب میدان پر از غبار دل ها پر از شرار از ابر رحمتت ای آسمان ببار شش ماهه از نفس افتاده بی قرار شرمنده می شود زین حرف ناگوار دستش جدا شده سقای تک سوار وای از دل رباب هنگامه شد به پا در بین خیمه ها آید خدای من فریاد ای خدا مادر به گریه گفت ماه دلم بیا با من عزیزکم قهری بگو چرا شیرین زبان من افتادی از هوا وای از دل رباب سرگشته خواهرت خشکیده حنجرت افتاده از عطش رو به عقب سرت دیگر نمانده آه نایی به پیکرت کم کم ترک خورد لبهای پر پرت کم دست و پا بزن بیچاره مادرت آه از دل رباب آخ به مادرت حرفی بزن علی افتادی از نوا حرفی بزن علی سرباز من به تن کردی کفن علی در پیش دیده ام پرپر نزن علی وای از دل رباب

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه دعا و نغمه های مذهبی