منو
شب ششم محرم 95 - محمدحسین پویانفر

شب ششم محرم 95 - محمدحسین پویانفر

  • 6 تعداد قطعات
  • 23 دقیقه مدت قطعه
  • 93 دریافت شده
مرثیه خوانی شب ششم محرم با صدای محمد حسین پویانفر، 1395

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 23:45
    روضه - ای در دل من اصل تمنا همه تو وی در سر من مایه? سودا همه تو هر چند به روزگار در می‌نگرم امروز همه تویی و فردا همه توای در دل و جان صورت و معنا همه تو مقصود همه ز دین و دنیا همه تو هم با همه همدمی و هم بیهمه تو ای با همه تو بی همه تو نی همه تو ای زندگی تن و توانم همه تو جانی و دلی ای دل و جانم همه تو تو هستی من شدی از آنی همه من من نیست شدم در تو از آنم همه تو زان دم که شنیده‌ام نوای غم تو رقصان شده‌ام چو ذره‌های غم تو ای روشنی هوای عشق تو عیان بیرون ز هواست این هوای غم تو**** سیزده سال است هر جا غصه ام را دیده ای زودتر از دیگران حال مرا پرسیده ای مثل خورشیدی به روی ماه من تابیده ای بیشتر از بچه های خود مرا بوسیده ای حس نکردم که یتیمم با تو در این سال ها هم عمو بودی برایم هم پدر اینسال ها نجمه آورده لباس پاک و خوشبوی مرا دختر تو شانه کرده ای عمو موی مرا آبرو دارم زمین ننداز پس روی مرا راستی! دیدی تو حرز روی بازوی مرا؟ مطمئن هستم که این نامه برایت آشناست؟ دست رد دیگر نزن این دست خط مجتبی است مست هم هستند در آغوش هم افتاده ها می خورد بر یکدگر لبهای جام باده ها کار دشواری است این دل کندن از دلداده ها درد دل های عمو ها و برادر زاده ها قلبم از جا کنده شد قبل از سفر گریه نکن ای عمو از حال رفتی اینقدر گریه نکن نه فقط مردان ما کشته شدن را دیده اند بچه هامان جنگهای تن به تن را دیده اند پیش خود گفتند قبلا خشم من را دیده اند عده ای که در جمل جنگ حسن را دیده اند میگذارم بر سر خودتاج شاهنشاه را نصفه ی عمامه ای پوشانده نصف ماه را با مژه هایم تمام دشت را جارو زدم من برای تو به هرچه سنگ میشد رو زدم یابن زهرا جای تو بر نیزه ها پهلو زدم ناگهان افتادم روی زمین زانو زدم راه تو حق است پس باید به راهت جان دهم اسبها را دور کن شاید که راحت جان دهم شاعر : آرش براری
  • 6:53
    زمینه - شاگرد حسن در دل میدان مانند جمل می کند طوفان ای جان ای جان رو لبای اهل خیمه تکبیره تا مدد از یل جمل که می گیره رجز یا حسن به روی لب داره تیزی شمشیرش تو قلب تکبیره ای جان ای جان با ذکر یا زهرا می جنگه بی همتا رو لب های ارباب تکبیر و ماشالله ای جان ای جان مهتاب شب مجتبی قاسم مه رو نوه ی مرتضی قاسم قاسم قاسم وارث عزت حضرت زهرا وارث هیبت حضرت مولا وارث قدرت یل جمل قاسم وارث سیرت حضرت طاها قاسم قاسم طوفان شد در لشگر مثل روز محشر با نعره می گوید یا مولا یا حیدر ای جان ای جان پور حسنی زینت زهرا شیر علوی حضرت زهرا ای وای ای وای حرز یاحسن به دور بازوهاش انگشتر یاعلی توی دستاش به زیر دست و پای مرکب دشمن شبیه فاطمه شکسته پهلوهاش ای وای ای وای بی سامونه ارباب زینب زار و بی تاب حالا پیش باباش تشنه بود شد سیراب ای وای ای وای
  • 4:30
    واحد - به زمین افتاده ای و درد مفرط میکشی خوب معلوم است که داری مصیبت میکشی درد پهلویت گرفت آخر نفسهای تورا یک نفس را قاسمم درچند ساعت میکشی آنقدر شکل حسن بودی تو را نشناختند هر چه داری میکشی ازاین شباهت میکشی دست و پا راحت بزن فکر عمویت را نکن باحیای من!چرا داری خجالت میکشی؟ یاعلی گفتی و دیدم که تو را حد میزنند سنگ هارا یک به یک داری به سویت میکشی داری ای ابن الکریم من کریمی میکنی نیزه داران را به پای یک ضیافت میکشی یا ببند این چشمهارا یا که بازش کن عمو پلکهایت نیمه باز افتاده اذیت میکشی من صدایت میکنم اما تو ناله میزنی درجواب گریه هایم آه حسرت میکشی عاقبت جوشن برای پیکرت اندازه شد خوب داری نوجوانم قد و قامت میکشی لحظه های احتضارت آمده آرام باش باهمین اوضاع داری باز زحمت میکشی از عسل شیرینتر من چون عسل کش آمدی کار خود را کردی آخر با سفارش آمدی شاعر : سید پوریا هاشمی
  • 5:23
    واحد - آقای من دین و دنیای من دنیای من خواب و رویای من رویای من تویی آقای من آقای من سر شده با تو همه روزامون حرم تو رویای شبهامون خالی باز حرم تو جامون آقای منروضه خونه خواهر تو زینب که برادر موندی تو تشنه لب بدن تو زیر سم مرکب برادرم برادرم مردم ازین حال پریشونت روی خاکه بدن بی جونت برادرم برادرم وای وای وای وای غریبونه روی خاک صحرا سر تو رو بریدن از قفا سر تو بود روی پای زهرابرادرم برادرم شده غارت بدن پامالت سیل خونه میون گودالت زیر مرکب بدن بی حالت برادرم وای وای وای وای
  • 6:40
    دودمه - حسنی بودم و هستم من به لطف تو دل بستم به خدا خالیه دستم دستم دستم تهی دستم پسر حضرت زهرا در کرامت تویی دریا انت فی قلبی یا مولا مولا مولا حسن مولا
  • 5:24
    تک - الهی بالحسن یه روزی مادرش یه نیم نگاه کنه به من الهی بالحسن با ذکر یا حسن پا میشم از دل کفن یه روزی تو بقیع حرم بنا میشه مدینه هم یه روز شبیه کربلا میشه یه روزی میرسه که گنبد حسن درست شبیه گنبد امام رضا میشه ای کاش نگهبان دره رواق قاسمش باشم ای کاش بیاد روزی که افتخاری خادمش باشم ای کاش سینه زن باشیم روز محشر هم با حسن باشیم حب الحسن اجننی حب الحسن اعزنی حب الحسن احاطنی حب الحسن اغاثنی به نام مجتبی خدا نوشته رو دلم غلام مجتبی خدای مجتبی نمیسوزه تنم به احترام مجتبی بدون واهمه بگو به فاطمه یه روزی ریشه ال سعود و میکنیم ایشاالله نوکرا با دسته عزا تو بارگاه مجتبی به سینه میزنیم ای کاش بگیره دست زن رو مادر حسن رو ای کاش بگی توی قیامت اینه نوکره حسن ای کاش سینه زن باشیم روز محشر هم با حسن باشیم

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه دعا و نغمه های مذهبی