منو
ولادت حضرت زینب (س) 1404 - محمود کریمی

ولادت حضرت زینب (س) 1404 - محمود کریمی

  • 7 تعداد قطعات
  • 4 دقیقه مدت قطعه
  • 44 دریافت شده
مدیحه سرایی ولادت حضرت زینب (س) با صدای محمود کریمی، 1404

قطعات

  • عنوان
    زمان
    دریافت
  • نزنم قسم به رویت، لب خود به جام دیگر وگرم ز خود برانی؛ نپرم به بام دیگر تو چه چیره‌دست بودی که مرا اسیر کردی که من این‌چنین فریبی نخورم ز دام دیگر صنما بدون رویت، شب من سحر ندارد چه کنم اگر نیایی؟! شب ناتمام دیگر همه‌دم به یاد زلفت، غم بی‌حساب خوردم به‌جز این شراب دلکش، نخورم طعام دیگر تو گرفته‌ای به نازت، نفس هزارتن را نشود دلت رضا بر، دو سه قتل عام دیگر من اگر شکستم آن‌را، تو به عهد خود وفا کن به جواب بی‌وفایان بنما مرام دیگر
  • دوباره رسیده کوثر به حیدر چه شبیهه این دختر به حیدر انگاری رسیده حیدر به حیدر نَزَلَ الصَّبرُ علی قلب حیدر اومده تا دل حسین، آروم بشه اومده تا عیار عشق، معلوم بشه اومده مدار باشه برا دنیا خود هشت‌وچار باشه برا زهرا اومده امید باشه برا عاشق اومده قرار باشه برا حیدر؛ برا مولا تووی خونه‌ی علی، غوغا کرده قصّه‌ی خواهریو معنا کرده این‌چه سرّیه فقط روو دستای داداشش حسین، چشاشو وا کرده از همون اوّل رسیدن خواهره شعر توو چشمای حسینو از بره چشمه‌سار نوره؛ خواهر دریاس نفسش، بهار خنده‌ی مولاس توو چشای زهرا، شوق تماشاس نه که مثل مادر باشه، دقیقاً خود زهراس دل دنیا رو بهش مایل کردن بیت مولا رو باهاش کامل کردن شأن قرآنی بهش دادن وقتی اسمشو از آسمون نازل کردن این شبا زندگی به کام حیدره لحظه‌های علی به شادی می‌گذره عالمه‌ی رشیده؛ فاضله، زینب سیّده‌ی عقیله؛ کامله، زینب عابده‌ی کفیله؛ عادله، زینب شک نکن که تنها جای حسینه، دل زینب
  • نفس‌نفس ترانه‌ی حجاب می‌دمد ز لاله‌های کربلا، گلاب می‌دمد قصیده‌ی بلند آفتاب می‌دمد چه مصرعی ز بیت بوتراب می‌دمد ترانه‌ی نجیبه‌ی حجاب، زینب است حسین می‌شود گل و گلاب، زینب است به نام آن‌که ماه در دل شب آفرید خطاب کرد آدم و مخاطب آفرید برای خود، ملائک مقرّب آفرید برای یاری حسین، زینب آفرید و گفت: آدم از ملک سر است این‌چنین که خواهر، عاشق برادر است این‌چنین قدّیسه‌ای که صبح می‌دمد از او صبوح خودش که هیچ، چادر حیای او شکوه شبیه کوه و دور او هزار رشته‌کوه می‌آید از خطابه‌اش یزید بر ستوه خظابه‌ای که آیه آیه آیه، محکمه است خطابه‌ای که جلوه جلوه جلوه، فاطمه است زنی شبیه هیچ‌کس شبیه مادرش گرفته مریم قدیسه، درس محضرش زنی به وسعت سفینه‌ی برادرش که کربلا کتاب بود و او پیمبرش ز خاندان عصمت این خصال، دور نیست هزار مرد، قدر این زن غیور نیست عفاف، آیه‌ای که زینب است قاری‌اش حیاست چشمه‌ای که او نموده جاری‌اش حلیمه‌ است و حلم، مفتخر به یاری‌اش که هست صبر، آن مدال افتخاری‌اش عقیلهٌ عالمهٌ غیرُ معلّمه شریفه است و صابره چنان‌که فاطمه به نام حسّ سرخ کربلا، به نام صبر که سنگ می‌شود عقیق در مقام صبر خدا قیام می‌کند به احترام صبر که زینب است صابره‌ترین امام‌ صبر که با سپاه صبر، انقلاب می‌کند و خانه‌ی یزید را خراب می‌کند برادری نگاه می‌کند به خواهری چه عاشقانه‌ای! چه خواهر و برادری وصال را ببین! عجب وصال محشری جدا شوند از هم این‌دو با چه خنجری فقط حسین بود وقت تب، علاج‌ او فقط حسین بود شرط ازدواج او
  • به چه واژه‌ای و چه جوهری، به چه مطلعی و چه دفتری به چه صنعتی بسرایمت که خودت تغزّل داوری تو جدا ز هرچه ضمایری؛ به یقین، الهه‌ی قادری چه نیاز بر من شاعری که خودت، شعور مصوّری همه کیش تو؛ همه مات تو؛ چه کسی رسیده به ذات تو به خدا کشیده صفات تو که به سروران و سران، سری که به هرچه مرد و به هرچه زن، تو ملیکه‌ای و نهیب‌زن چو علی، دهن؛ چو علی، سخن؛ چه عقیله‌ای! چه سخن‌وری! چو منیر، طلعت عصمتت؛ چو امیر، امر ولایتت که چه‌ها نکرده شجاعتت؛ که خودت چو فاطمه، لشکری به کفت مساحت کربلا؛ تو بطل به ساحت کربلا تو زعیم تربت کربلا؛ که تو شهره‌ای به دلاوری که قسم به پرده‌نشینی‌ات! به ظهور جسم زمینی‌ات تو معرّفی به حسین خود؛ و عجب برادر و خواهری که توجّهت شده جلب او؛ که شدی امینه‌ی قلب او کلمات سجده‌ی شکر تو؛ چه برادری! چه برادری! ز هجوم باد وزین غم، برسد قلم به زمین غم ملکوت، چلّه‌نشین غم؛ به کنار آن تن بی‌سری چه‌شد آن حسین و علامتش؟! و لباس ساتر قامتش نه سراب بوده جراحتش؛ چه حقیقتی و چه باوری بنویس هرچه که دیده‌ای، بنویس هرچه شنیده‌ای بنویس دختر بوتراب، به تراب مانده چه پیکری!؟ به دو دیده‌ی نگران، قسم! به فرار دخترکان، قسم! خجلم ز روی برادرم؛ ز خیام گمشده دختری
  • حضرت خانوم، امشب کوثردار شده علی علی علی، دختردار شده حسن حسن حسن، خواهردار شده حسین حسین حسین، حیدردار شده می‌تابه نور جلی از جلوه‌ی أزلی اومد سؤال بلا؛ اومد جواب بلی تبریک بگو به حسین؛ تبریک بگو به علی فرشته‌ی قصّه‌های عشق، زینب همسفر پابه‌پای عشق، زینب نوشته‌ی کربلای عشق، زینب تویی تویی تویی خدای عشق، زینب توو مصحف آل‌الله، آیات اومده کنار ثارالله، مرآت اومده مقابل ذلّت، هیهات اومده تموم عزّت سادات اومده جمع خصال علی؛ جاه و جلال علی معنای معجزه‌ی نون حلال علی ای هدیه از طرف الله به آل علی آیینه‌ی روی فاطمه، زینب عالمه‌ی بی‌معلّمه؛ زینب مخدومی و خادمن همه، زینب سربازت امیر علقمه، زینب مجاهدا می‌بینن ردّ نورتو شهید شهید می‌شه با دستور تو فدایی حسین شد مأمور تو دل حسینیا شد مأجور تو توو خطبه‌هات، علمه؛ شمشیر تو کلمه نام تو سرّ همه؛ دل‌های هم‌قسمه هرجا که نقش علم یازینبه، حرمه ای آبروی مخدّرات! زینب واسطه‌ی فیض کائنات! زینب برادرات می‌میرن برات، زینب می‌‌میرم برا برادرات، زینب بهشتم امشب غرق قربونی می‌شه به عاشقا حرم ارزونی می‌شه هوای کربلا، بارونی می‌شه نجف نجف نجف، مهمونی می‌شه امشب توو فوج ملک، آماده باشه نجف نورانیه ملکوت با ریخت و پاشه نجف سرمست مقدم تو با زائراشه نجف زینت مولای عالمین، زینب سرّ قبول شهادتین، زینب آرامش جون حسنین، زینب مولاتی شریکة الحسین، زینب
  • بذار پلک دلت تا ابرها بپره ببار پای چشات؛ بهار، خوش‌خبره این شوق طراوت بهاره بارون، خبرای خوش میاره حالا دونه دونه دونه، دلای دیوونه می‌ریزه به پای اونی‌که دلا رو تا خدا می‌رسونه می‌بره یکی‌یدونه، دل برادری که داره می‌خونه شعرای عاشقونه بارون بهار، گوهر آورده کوثر از بهشت، کوثر آورده مادر حسین، دختر آورده هنوز نیومده دل داداششو برده اومد تا دلا رو پرستاری کنه تووی عشق حسین، علمداری کنه شاگرد اوّل باباشه قوّت دل برادراشه اگه دلمو ببینی، خود خدا زده سند دلمو به نام اونی‌که دلیل بندگیمه اگه یه‌سری بزنه، یه‌نگاهی کنه به دل خراب من دیوونه اون‌لحظه‌ی خوب خوب زندگیمه توو عشق و وفا، کوه احساسه توو صبر و وقار، مثل الماسه عطر چادرش، یک سبد یاسه تووی مرام و ادب، مرجع عبّاسه مگه دست دله که آروم بگیره کبوتر، آخرش باید پر بگیره اون دل که تو مرادش هستی دنبال بهونه‌س واسه مستی مگه خونه‌ی عاشقا، نداره نشونی؟! چرا پریشونی مگه نمی‌دونی خدای عاشقا، کریمه اگه برسه یه‌شبی پای من گدا به در خونه‌ی علی و فاطمه، اوّل عاشقیمه گریونه چشا؛ دلا بی‌تابه امشب، آسمون پر مهتابه توو ساغر عشق، می نایابه شب رسیدن دار و ندار اربابه
  • پیداترین ستاره ی دیبای خلقت است زیباترین سروده ی لبهای خلقت است زهراترین زهره ی زهرای خلقت است لیلاترین لیلی لیلای خلقت است شیواترین سؤال معمای خلقت است گنجینه ی جزیره ی اسرار زینب است ذرات و کائنات همه مرده یا خموش در احتجاج بود زنی یک علم به دوش قلب جهان به عمق زمین غرق جنب و جوش آتشفشان قهر خداوند در خروش هوهوی ذوالفقار علی می رسد به گوش در هیبتی ز حیدر کرار زینب است

مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است.

تصاویر

پایگاه دعا و نغمه های مذهبی