- 26
- 1000
- 1000
- 1000
شب عاشورا محرم 1405 - محمود کریمی
مرثیه خوانی به مناسبت شب عاشورا با صدای محمود کریمی، سال 1405
قطعات
-
عنوانزماندریافتتعداد پخش
-
-
-
-
دم، دم مستان ابوفاضل است/ساقی میخانه، ابوفاضل است/ای گرهی کور! بیا کربلا/کار به دستان ابوفاضل است/پشت در خانهی اُمّالبنین/دست گدا، نان ابوفاضل است/گرهگشای شه کربوبلا/صورت خندان ابوفاضل است/ترس نداریم ز هر مدّعی/میدان، میدان ابوفاضل است/پشت وطن گرم به این هیبت است/ایران، ایران ابوفاضل است/زینبیون هم دلشان گرم به/ذکر حسینجان ابوفاضل است/داغترین شعار ما بیتی از/آذربایجان ابوفاضل است/هانسی گروهون بیلَ مولاسی وار/شیعه لرین حضرت عبّاسی وار/سلسله در سلسله در سلسله/ابروی پیوستهی بیفاصله/طرح تبسّم روی لبهای ماه/شادترین لحظهی این قافله/روز، دل آینه مشتاق او/مست نفسهای شبش، نافله/زلف، سر راه نسیم حسین/هروله در هروله در هروله/ شانه نگو بلکه بگو رشتهکوه/تکیه نگو، کاشف هر مسئله/اخم نگو، داغتر از آفتاب/غضب نگو، رعشهتر از زلزله/چشم نفوذندهی عبّاس ما/فیصله داده است به هر غائله/بود اباالفضل برای حسین/یکدلهی یکدلهی یکدله/هرچه که خوبان همه دارند را/داده خداوند به این شاکله/هانسی گروهون بیلَ مولاسی وار/شیعه لرین حضرت عبّاسی وار/دلخوش از آنم که دلم دست اوست/شادیام از اوست و غم، دست اوست/باب کرم بود اگر مجتبی/کلید این باب کرم، دست اوست/روزی من، روزی اولاد من/روزی مادر پدرم، دست اوست/دادسرا، دست ابوفاضل است/بین همه، حُکم و حَکَم دست اوست/لوح و قلم، دست حسین است و بس/کتابت لوح و قلم، دست اوست/ قبل حسین، روو به اباالفضل کن/إذن دخول به حرم، دست اوست/ شکایت از ظلم، به عبّاس کن/شکستن پای ستم، دست اوست/میشکند گردن کفّار را/خاطرتان جمع؛ علم، دست اوست/ کربوبلا بین همه اهلبیت/بیشترین نوحه و دم، دست اوست/ هانسی گروهون بیلَ مولاسی وار/شیعه لرین حضرت عبّاسی وار/اُمّ بنین! ای زن شیرآفرین/به اینچنین تربیتت آفرین/داده خدا پر به ابوفاضلت/میپرد اندازهی روحالامین/هدیه، نشانی است برای عزیز/هدیهی تو بود ولی بهترین/هدیهات انگشتر خوشنقش بود/حیف شکستند ز رویش نگین/اهل جفا، یار وفا را زدند/ضرب عمودی به سرش آهنین/داغ حسینبنعلی، تازه شد/برادر افتاد چو روی زمین/ماه من است او نکشیدش به خاک/آن من است او؛ نزنیدش چنین/نقشه کشیدند برای حرم/بر سر آن غیرتی مهجبین/ قصّه دگر قصّهی ناموس شد/جسارت و غارت پردهنشین
-
در دل صحرا، دوتا دست قمر پیدا شده/آنطرفتر، یکتن زیروزبر پیدا شده/پیکر عبّاس، همقدّ علیاصغر شده/گشته دنبالش ولی خب اینقدر پیدا شده/عدّهای دارند یک مظلوم را هو میکشند/با تمام دردها، درد کمر پیدا شده/نیزهها جسم عمو را از زمین برداشتند/تکّههایش روی نیزه، بیشتر پیدا شده/بستن این سر به روی نیزه، دشوار است آه/شاهدم ردّ عمودی که به سر پیدا شده/یکنفر گفت: ای جماعت! مرد غیرت کشته شد/دور معجرهای دخترها، خطر پیدا شده/لشکری چشم عموی خیمهها را دور دید/من بمیرم؛ سمت خیمهها، نظر پیدا شده/دختری که جای او بر شانهی عبّاس بود/بعد از آن در شام در بین گذر پیدا شده
-
-
همه میاومدیم برا زیارتت/همه یتیم شدیم، ما با شهادتت/گریه میکنیم برای تو/کاشکی میشدیم فدای تو/سایهی سر همهی ما، مجتبای تو/دردمو میدونه خدای تو/کاشکی منو میبرد بهجای تو/کبوتر دل فداییات/جایی نمیره جز هوای تو/مگر قرار نبود ما بمیریم برات/إذن شهادتو بگیریم از دعات/روی شونههام، بار غمه/داغدار تو یه عالمه/قتل رهبرم توو دل این محرّمه/توو ملکوت پر کشیدنت/همهی شهدا میدیدنت/مهمون آغوش حسین شدی/لحظهی به خدا رسیدنت/از غصّه، آب شدم؛ خونهخراب شدم/شرمندهی زینب و روی رباب شدم/مادر اومده بالا سرم/غرق خون شده پا تا سرم/محشری شده برا سرم؛ ای برادرم/اگه بره سرم روو نیزهها/فدا سر تموم بچّهها/پاشو برو عزیز برادرم/کسی نره بهسمت خیمهها
-
خدای حاجات جهان، ابوفاضل/کرم، کران تا بیکران؛ ابوفاضل/توسّل پیر و جوان، ابوفاضل/کبوتر سرخ جنان، ابوفاضل/مدافع مرز و کیان، ابوفاضل/غیرت بیحدّ و عدد، ابوفاضل/مدد ابوفاضل؛ مدد ابوفاضل/گوشهی چشم تو برای مستان است/یعنی ابوفاضل، ساقی میخانه است/هر گرهی مشکل، پیش تو آسان است/دشمن ثارالله از تو هراسان است/دست علمدارت، حافظ ایران است/کشور عشّاقت، کشور ایمان است/ای ناخدای این کشتی دریا دل/مدد ابوفاضل؛ مدد ابوفاضل/ای وطنم روشن بهروی ماه تو/به کربلا ختم است همیشه راه تو/رسیده است ایران به خیمهگاه تو/تویی پناه ما؛ خدا، پناه تو/موشک فتّاح است خشم نگاه تو/به دشمنان سیلی زند سپاه تو/بلا سر صهیون تو میکنی نازل/مدد ابوفاضل؛ مدد ابوفاضل/نظر کن ای عبّاس به کربلاییها/به این وطنیاران؛ بر این خداییها/ماه بنیهاشم! تو نور مایی ها/علم به دوش توست؛ تو رهنمایی ها/کشتی ایران را تو ناخدایی ها/تویی نگهبان امام رضاییها/ تو میزنی سجّیل به خصم، ناغافل/مدد ابوفاضل؛ مدد ابوفاضل
-
در دل عمّهی سادات ز غم، طوفان است/دیدهی اهل حرم از غم تو گریان است/خواهرت بر سر خود میزند و میگوید/امشبی را شه دین در حرمش مهمان است/شده ماتم شروع؛ مکن ای صبح طلوع/نشود بیکفن، بدنش پیش من/نشود زیر و رو؛ مکن ای صبح طلوع/به بچّههات چی بگم؟ بگم که دستوپا زدی/به بچّههات چی بگم؟ بگم چقد صدا زدی/به دخترت چی بگم؟ بگم که تشنه کشتنت/به دخترت چی بگم؟ از اینکه زخمه پیکرت/خیمه در خیمه، صدای سخن قرآن است/صحبت از خشکی و از زخم لب عطشان است/امشبی آمده در خیمه کنارم و چه حیف/عصر فردا بدنش زیر سم اسبان است/چه شود با گلو؟ مکن ای صبح طلوع/که جسارت شود، همه غارت شود/بدنش موبهمو؛ مکن ای صبح طلوع/به قاتلت چی بگم؟ اگر که حرمتت شکست/به قاتلت چی بگم؟ اگر که روو تنت نشست/به مادرت چی بگم؟ اگه با قدّ خم رسید/به مادرت چی بگم؟ صدای نالتو شنید
-
بین الحرمین و حرم شاه و حرم اباالفضل/دست این گداها، لطف و عطا و کرم اباالفضل/چشم آسمونا به شاهتیغ علم اباالفضل/نیمنگاش از سرم زیاده/مست مستم؛ نخورده باده/خاکشم بیاراده؛ هلاکشم بیاراده/عاشقشم بیاراده؛ سینهچاکشم بیاراده/آخرش به چشمام یهروز میافته گذر اباالفضل/امضای شهادت میرسه با یکنظر اباالفضل/میرسه به خورشید اگه دلی رو بخره اباالفضل/از گداها خسته نمیشه/درش به رومون بسته نمیشه/شد آقام تا همیشه، ذکر لبام تا همیشه/میمونم به پاش تا همیشه؛ میمونه برام تا همیشه/قبلهی من اونجاس که باشه مایل، طرف اباالفضل/عاقبت به خیره هرکی پیوست به صف اباالفضل/تاج شهدای پرچم شاه نجفه اباالفضل/جان خون خدا، اباالفضل/نمیشم از تو جدا، اباالفضل / مکتبم یااباالفضل؛ ذکر لبم یااباالفضل/هر صبح و غروب یااباالفضل؛ هرروز و شبم یااباالفضل
-
ای آینهی ذات خدا، سیّدالاحرار/ای تشنهی میدان بلا، سیّدالاحرار/ای زادهی اُمُّالنُّجَبا، سیّدالاحرار/ای شمس رخت، نور هدی؛ سیّدالاحرار/هم قبله و هم قبلهنما، سیّدالاحرار/نَفسِی لِتُرابِکَ الفِدا، سیّدالاحرار/بدون تو کلّا، یاأبیعبدالله/عاشقتم والله، یاأبیعبدالله/بینی و بین الله، یاأبیعبدالله/ألا و صلّی الله، یاأبیعبدالله
-
-
-
-


تاکنون نظری ثبت نشده است.