- 29
- 1000
- 1000
- 1000
شب تاسوعا، محرم 1405 - محمود کریمی
مرثیه خوانی به مناسبت شب تاسوعا با صدای محمود کریمی، سال 1405
قطعات
-
عنوانزماندریافتتعداد پخش
-
-
شیعه ندارد حذر از کارزار/شیعه کجا، دشمن بی بند و بار؟!/شیعه کند بر نسبش افتخار/چونکه گرفتهست از آن اعتبار/شیعهلرین حضرت مولاسی وار/باز بخوانید که خیبر چه شد/قلعهی اشرار ستمگر چه شد/عاقبت دشمن حیدر چه شد/میشکند گردنتان ذوالفقار/شیعهلرین حضرت مولاسی وار/حیدر اگر چهره کند آتشین/پارچهی زرد ببندد جبین/هیچ نماند اثری بر زمین/از ستم و کفر و بساط قمار/شیعهلرین حضرت مولاسی وار/قوم ستم! روز حساب آمده/دست نبرد بوتراب آمده/خیبر و فتّاح و شهاب آمده/تا بکند کاخ ستم تارومار/شیعهلرین حضرت مولاسی وار/باز بگو آن سپه فیل را/خوب ببینید ابابیل را/بر سرتان، آتش سجّیل را/چارهیتان نیست بغیر از فرار/شیعهلرین حضرت مولاسی وار/باز رسیدهست سپاه علی/سر زده از کوه، پگاه علی/هرکه بیاید سر راه علیشیر خدا میکند او را شکار/شیعهلرین حضرت مولاسی وار
-
-
نگاه بر تو و راهت، مدام مانده هنوز/میان ما و شما، یککلام مانده هنوز/روا بود که گریبان ز هجر پاره کنیم/که بر لب تو، علیک السّلام مانده هنوز/بگو برای ظهورت چهکار باید کرد/میان اینهمه عرصه، کدام مانده هنوز/نماز مسجد الأقصی که با امامت عشق/شکوه نعرهی بیتالحرام مانده هنوز/اگرچه دشمن خود را به زیر پا بردیم/به مشت خورده گره، انتقام مانده هنوز/نمک به زخم جگر میزنیم تا برسی/بگو که هرچه کنیم، التیام مانده هنوز/قسم به جوشش خون امام شاهدمان/که ذوالفقار علی در نیام مانده هنوز/جهان، تسلّط ما را به خویش خواهد دید/نفس بگیر برادر؛ قیام مانده هنوز/مرا به درس ولایتپذیری عبّاس/ببر که تا شنوم این پیام مانده هنوز/ادب چه کرده؟ حسین است، نیست غیر حسین/فقط ز حضرت عبّاس، نام مانده هنوز/ سری بلند نکرد و به غیر چشم، نگفت/بگو به منتظران، این مرام مانده هنوز/درون کورهی حقباوری بپز ما را/که شیعه را هدفی مستدام مانده هنوز/ز خود گذشتن و حقدیدن، صلابت و صبر/برای روز ظهورش، دوگام مانده هنوز/بیا که تازه نفس کردهایم این شبها/ولی ته دلمان، یککلام مانده هنوز/قرار ما به مدینه، به خانهی زهرا/ببر که یکقدم ناتمام مانده هنوز/چقدر روضه برای تو خواندهایم امّا/میان اینهمه روضه، کدام مانده هنوز/حسین چشم تو را زخم کرده میبینم/که خندههای اهالی شام مانده هنوز/میان علقمه، خسته؛ شکسته؛ پاشیده/کنار پشت و پناهش، امام مانده هنوز/ تو گفتهای که میآیی به مجلس عبّاس/بگو به ما که کجایی به مجلس عبّاس
-
برای عشق که حدّ نصاب، عبّاس است/برای عقل فقط انتخاب، عبّاس است/برای خلق که ردخور ندارد این بیرق/برای شعر دو خط، مستجاب عبّاس است/صدای جان سنه قوربان دم ایوون آباد/برای این همه خانهخراب، عبّاس است/برای آنکه تورا هم نمیشناسد، عشق/برای ارمنیان یک جواب، عبّاس است/تویی تو راه میانبر برای توبهی من /امید خستهی از منجلاب، عبّاس است/یکی اگر به تو گفتیم، ده به ما دادی/امیر با کرم خوشحساب، عبّاس است/کتاب فضل تورا، آب بحر کافی نیست/چهجای شک! نفس بوتراب، عبّاس است/ و کلّ خیر بباب الحسین، یعنی که/به امر فاطمه، فصل الخطاب، عبّاس است/فشردهایم جگر را و شد مصیبت او/و آنکه کرد دلم را مذاب، عبّاس است/خمیده است است کنارش، امام بیکس ما/خدا به خیر کند از خیام بیکس ما/به هم مپیچ تو ای در تراب پیچیده/نگاه کن قمرم! آفتاب پیچیده/بلند شو که بدون تو چادر خود را/به دور گردن اصغر، رباب پیچیده/سنان به حرمله میگفت: خوشخبر باشی/خبر چه زود، چه با آب و تاب پیچیده/که چشم و ابرو و پیشانیاش به هم خورده/ علم به گیسویی پر پیچ و تاب پیچیده/محاسنم شده خاکی؛ غمت، زمینم زد/ببین دوباره به پایم، رکاب پیچیده/تو را به مشک چه بد دوختند از دو طرف/ چقدر نیزه زدند و به سینه چرخاندند/که دور نیزهشان، مشک آب پیچیده/ غیور ما! به حرم رو؛ وگرنه میبینی/به دور بازوی زینب، طناب پیچیده/بلند شو که نبینیم با هم از نیزه/به گرد قافله، بوی شراب پیچیده
-
صَدَقَ الله؛ یَدُالله فوقَ أیدیهم/دست دست خدا تویی/شیر کربوبلا تویی/دست به شمشیر ببر ماه اُمّ البنین/تا نماند اثر از یسار و یمین/حیدری یا حسن؟! آنچنان اینچنین/غضبالله تویی؛ غیرتالله تویی/حجّتالله، حسین؛ هیبتالله تویی/حضرت ماه، دل شاه به تو گرم است/پرچمدار ولایتی/سردمدار اطاعتی/ تشنهی دست تو، قبضهی ذوالفقار/تاختنت جلوهی حیدر شهسوار/باطل از تیغ تو میشود تارومار/آتش طور تویی؛ جبل النّور تویی/تا امیر است حسین، أمر و مأمور تویی/حرم الله به دست تو پناه آورد/دستانت شد فدای مشک/در موج خون و سیل اشک/دل به دریا زدی، تر نشد کام تو/تا ابد تشنهایم؛ تشنهی نام تو/اولیاء، تشنهی جام تو/واصل کاملی؛ عالم و عاملی/ساقی معرفت؛ عالی و عادلی/باب حاجات هر حاجت عاجلی/تو خریدار هر اشک ناقابلی/زیر و رو میشود با غمت هر دلی/سرّ الأسرار تویی؛ تو ابوفاضلی
-
روز مردی گر بیارمخم به ابروی کمانم
-
-
-
هوای شهرمون شبیه کربلاس/حسینیّه بگو که آقامون کجاس/انقدر دلم تنگ شده/واسه دیدن خندههاش/تا توو روضهها اشک میریخت/هممون میمردیم براش/به سرم چی اومده؟ چه خاکی نشست بهروی سرم/به سرم چی اومده؟ غم دلمو کجا ببرم/به سرم چی اومده؟ شکست کمرم؛ کجاست پدرم/کدوم مرهم میخواد حریف درد بشه/توو سینهم داغ تو، محاله سرد بشه/آرومم نکرد بارش/بیارادهی گریههام/مونده بغضمون توو گلو/واسه لحظهی انتقام/به سرم چی اومده؟ تو نیستی و از تو بیخبرم/به سرم چی اومده که زار میزنم، که خونجیگرم/به سرم چی اومده؟ شکست کمرم؛ کجاست پدرم
-
جلو چشمای من، داری جون میکنی/منو تنها نذار؛ تو امّید منی/حق دارم برات جون بدم/داری جون میدی پای من/بایدم قدم خم بشه/خودتو بذار جای من/به سرت چی اومده؟ الهی بشم فدای سرت/به سرت چی اومده؟ عقاب حرم، شکسسته پرت/به سرت چی اومده؟ چی شد علمت؟ کجاست سپرت/به سرت چی اومده؟ سپاه من ای دلاور من/به سرت چی اومده؟ پناه به خون شناور من/به سرت چی اومده؟ عزیز دلم، برادر من
-
اعتبار ماسوایم؛ تکیهگاه خیمههایم/مظهر زهد و وفایم؛ غیرت آل عبایم/صاحب أرض و سماء؛ ساکن کرببلا/خادم زادهی اُمُّالنُّجَبایم/بشناسید مرا؛ من، پسر شاه ولایم/همهجا پشت سر و جانبهکف خون خدایم/من کیم؟ ذکر شبانه/من کیم؟ شور و بهانه/من کیم؟ ذوق ترانه/من کیم؟ عهد وفای خالصانه/من کیم؟ نجل علیبنأبیطالبم و در عجبم مانده اساطیر زمانه/من کیم؟ گرمی بازار حسینم/عبّاسم و سقّا و علمدار حسینم/من همان حصن حصینم؛ یاور و حامی دینم/ماه تابان زمینم؛ پرورش یافتهی دامن پر عاطفهی اُمّ بنینم/بهر یاری امامم همهدم گوش به فرمانم و آماده ترینم/بشناسید مرا؛ من، خلف پاک یدالله، اسدالله، امام العرفا، حیدر کرّار، امیر مؤمنینم/من کیم؟ سرّ نهان؛ من کیم؟ لطف عیان/من کیم؟ شیرینزبان؛ من کیم؟ مردترین مرد جهان/من کیم؟ شیر مبارزطلب و خسرو شیریندهنان/آمده ماه و ستاره زیر شمشیر غمم، رقصکنان/من کیم؟ رهبر احرار حسینم/عبّاسم و سقّا و علمدار حسینم/با وقار و پر توانم؛ شهسوار و پهلوانم/از تبار قدسیانم/آمدم طعم مذلّت به صف لشکر کافر بچشانم/آمدم زوزه و فریاد سگان را بنشانم/آمدم تیغ بچرخانم و سر از تن دشمن برهانم/آمدم تک تکتان را به حقارت بکشانم/بشناسید من عبّاسم و سرآمد یلهای زمانم/ من کیم؟ فتح و ظفر؛ من کیم؟ مرد خطر/من کیم؟ لؤلؤ و مرجان و گهر/من کیم؟ فخر و مباهات بشر/من کیم؟ حیدر ثانی که زده تیغ مصافش به کمر/من کیم؟ میشود از ترس من، ارکان زمین زیر و زبر/من کیم؟ خادم دربار حسینم/عبّاسم و سقّا و علمدار حسینم
-
-


تاکنون نظری ثبت نشده است.