- 13
- 1000
- 1000
- 1000
شب ششم محرم 1405 - محمود کریمی
مرثیه خوانی به مناسبت شب ششم محرم با صدای محمود کریمی، سال 1405
قطعات
-
عنوانزماندریافتتعداد پخش
-
سیزدهساله ماهی/باز کرد از حرم تا خدا، شاهراهی/از دل خیمهگاه، سر ظهر خورشید/میشود بهر روشنگری/سمت شبهای بینور/مستانه راهی/سیزدهساله ماهی/لشکری دارد از اخم/زیر عمّامهی کوچکش، گیسوانش سپاهی/شعر ناب رجزهاش/پدافند زخم زبانهای دشمن/اشکهایش سلاحند/چه سلاحی/مادرش نجمهی کربلا بود/شاهد هجمهی کربلا بود/پس منجّم شد و گفت ای ماه من/پای اسبان از آغوش نورانیات دور/الهی! الهی! الهی! الهی!/ سیزدهساله ماهی/لالهای سرخ از این چمن رفت/به دنبال فیض شهادت/به دنبال کاملشدن رفت/جوشن اندازهی او نمیشد/ولی با کفن رفت/میشنیدند مردان عرفان، صدای قدمهای او را/مصمّم/با حسن یاحسن یاحسن یاحسن یاحسن رفت/چه شوقی برای رسیدن به معنای کربوبلا داشت/کاشکه بوسهای میزدم آستینهای تاخوردهاش را/بند نعلینهایش/بسته، نبسته، فقط میرود/چه حولوولایی برای وصال رسول خدا داشت/ من، عروج غیورانهی این حسنزاده را/با چشم خیسم/با استناد از لهوف و بیانات شیخ قمی مینویسم/گفته مقتل که گاه شهادت/وقت بردن به خیمه/تن در آغوش آنشاه دور از وطن بود/پایش امّا روی خاک/در کشیدهشدن بود/تن اگر زیر سمّ فرسها نباشد/مگر کش میآید؟!/این عسل دارد از پا و سر، کش میآید/شاخ شمشاد را نقلباران نکردند/ردّ سنگ حرامی/به پیشانیاش مثل ترکش میآید/قد کشید این رباعی؛ غزل رفت/قبل میدان، عمو را بغل کرد/وقت برگشتنش در بغل رفت/تازهداماد کربوبلا، بیعروسش به ماه عسل رفت/استخوانهای این یوسف نوجوان را/گرگهای بیابان دریدند/به اینسو و آنسو کشیدند/سنگها را بر آن روو زدند و/تیغها را به ابرو زدند و/نیزهها را به پهلو زدند و/آه! مادر/قاسمم مثل زهرا شده/حیف از سینهاش تاشده
-
-
از داغ تنهاییت، بیتاب و پریشانم/مشتاق میدانم؛ ای وای عموجانم/بعد از علیاکبر، بیتابم و مضطر/زنده نمیمانم؛ ای وای عموجانم/خونگرفته جلو چشامو/عمو تو که میشناسی دستخطّ بابامو/من، مرد پیکارم؛ شاگرد علمدارم/او داده فرمانم؛ ای وای عموجانم/پیمان خون بستم؛ مثل پدر هستم/در عهد و پیمانم؛ ای وای عموجانم/الوداع ای آروم جونم/مگه میشه بعد تو من زنده بمونم/ای حضرت دریا! در بین بنیالزّهرا/من، رعد و طوفانم؛ ای وای عموجانم/آوردم این تن را، بیسلاح و جوشن تا/دورت بگردانم؛ ای وای عموجانم/آخرینبار، منو بغل کن/تشنهلبم، کام منو غرق عسل کن
-
حسین، لیلای عالمه؛ حسن، لیلای حسین/حسین، آقای عالمه؛ حسن، آقای حسین/حسین، مولای عالمه؛ حسن، مولای حسین/حسین، ارباب همه؛ امام اربابه، حسن/اگه کربلا میری، برو از باب حسن/حسین، الگوی ماسواس؛ حسن، الگوی حسین/حسین، دلجوی عاشقاس؛ حسن، دلجوی حسین/حسین، به درد ما دواس؛ حسن، داروی حسین/حسین، سرسلسلهی سپاه عشّاق حسن/جهان، مشتاق حسین؛ حسین، مشتاق حسن/حسن، نسلش رو هدیه کرد برا امداد حسین/حسن رفت و دلاوراش شدن اولاد حسین/حسین، روح کرامت و حسن، استاد حسین/جانم تا ابد حسین؛ روحم از أزل حسن/شدم مجنون علی؛ غلام اباالحسن
-
دلا نزد کسی بنشین که او خوان کرم دارد/همان شاهی که نزد حق، مقام محترم دارد/به صحن خاکیاش بنشین که سقفش آسمان باشد/نخور ای دل غم او را که او در دل، حرم دارد/اباالغیرت، اباالعزّت، اباشوکت، اباالقاسم/قد و بالا سرآمد در جوانان بنیهاشم/حسینبنعلی، دور حسن گردید و شد محرم/چون او در دل، حرم دارد؛ کجا دارد حرم لازم/ألا یا ایّهاالسّاقی! ادرکأسا و ناولها/حسن دارم؛ چه غم دارم میان موج مشکلها/حسن، ذکر شب و روزم؛ حسن، آرامش دلها/به عشّاق حسن گویید: دَعِ الدنیا و أهمِلها/اگر بنّا، بنا باشد بنایش را بنا سازد/بگو اوّل به یازهرا، شبستانی به پا سازد/ضریحی را بهعنوان ضریحالمجتبی سازد/خدا ما را در این درگاه، الی محشر گدا سازد
-
-
-
تنبهتن میجنگم؛ یاد حسن میجنگم/من فدای حقّ و با اهرمن میجنگم/رجز میخونم، صدا بپیچه توو عالمین/شده أحلی مِن عسل، دم سرباز حسین/چون علی شیر خدا، من یل بتشکنم/قاسمبنالحسنم/پسر شاه کرم؛ شاه شیرینسخنم/قاسمبنالحسنم/شیر نر میآید؛ صاحبجگر میآید/در جمل، بابا و حالا پسر میآید/همینکه خوردم زمین، تو رو میدیدم عمو/روی دست فاطمه، دارم جونمیدم عمو/بهفدای تو عمو، همهی جانوتنم/قاسمبنالحسنم/بین این دشت بلا، خاکوخون شد کفنم/قاسمبنالحسنم/جانبهکف میجنگم؛ صفبهصف میجنگم/با مدد از مولا، شاه نجف میجنگم/شنیدم روز أزل؛ میخونم من تا ابد/به هرجا و هرزمان فقط یاحیدرمدد/از غم و عشق حسین آمدم دمبزنم/قاسمبنالحسنم/شهد شیرین عسل میچکد از دهنم/قاسمبنالحسنم/إنّی أنا القاسم مِن نسل علی
-
ای غم شیرینت با آدم و حوّا/ای بهشت فطرت در دوزخ دنیا/با تو پیمان بستیم در عهد خمینی/أن تقوموا لله؛ مثنی و فرادی/باید برخاست/دنیا با آنها و مولا با ماست/این پیچ تاریخی، طاقتفرساست/باطل خواهد رفت و حق پابرجاست/باید برخاست/هر مصر فرعونی، دریا دارد/این قوم مستضعف، موسی دارد/شیعه در سختیها، رؤیا دارد/ رؤیا یعنی دوباره حسین/میآید خورشیدی از تبار حسین/کنار او میجنگیم؛ کنار حسین/زمین بر میگردد بر مدار حسین/ای پناه مردم هنگام بلاها/ای همه نیرویت از روضهی زهرا/با شما میمانیم تا آخر قلّه/با شما میآییم تا مسجدالأقصی/با این رهبر/خیبر را له کردیم، با یاحیدر/یاران رفتند بیسر؛ خونین پیکر/ما میمانیم امّا با همدیگر/باید فهمیدتا وقتی این ملّت، ایمان داردکی تسلیم و تحمیل، امکان داردایران، رهبر؛ رهبر، ایران داردایران یعنی دیار علینیام شمشیر ذوالفقار علیقرار یاران بیقرار علیبه اینجا بر میگردد دوباره علی
-
-
به نیزه تکیه داده بیجونه/این بدنه یا بید مجنونه/به خیمهها از بین نامردا/کی خواهرش رو برمیگردونه/از یه سپاه، ردّ پا مونده/هی میرسن دستای جامونده/غنیمته برای این لشکر/مویی که تووی پنجهها مونده/تا عطر یاس مادرش پیچید/چادر به پای خواهرش پیچید/تیغ توو دست قاتلو کند کرد/زلفی که دور خنجرش پیچید/توو ازدحام دیدنش سخته/زیر گلو بریدنش سخته/


تاکنون نظری ثبت نشده است.