- 11
- 1000
- 1000
- 1000
شب چهارم محرم 1405 - محمود کریمی
مرثیه خوانی به مناسبت شب چهارم محرم با صدای محمود کریمی، سال 1405
قطعات
-
عنوانزماندریافتتعداد پخش
-
دو برادر، دو تا پر پرواز/دو ستاره، دو آفتاب حجاز/دو لب تیغ ذوالفقار حسین/دو گل لالهی بهار حسین/دو برادر، دو موسی عمران/آینههای یوسف کنعان/دو برادر، خلیل بتشکنند/ایندو تا هم حسین، هم حسنند/این دو تا با حسین، همقدمند/هردوتاشان مدافع حرمند/این دو ورّاث جعفر طیّار/که به پا کردهاند گردوغبار/هردو هستند حاصل زینب/میروند از مقابل زینب/بسم ربّالحسین، ربّ شهید/تیغ را از غلاف خود بکشید/جادّه را سر کنید و هی بروید/آنقدر تا که روی نی بروید/بروید ای دو حاصل زینب/روی نی در مقابل زینب/زینب آن بانویی که ماه شب است/زینب آن بانویی که زین أب است/شیرزن، شیرزادهی حیدر/مریم خانوادهی حیدر /نفس شیعه است در عالم/بازدم چون حسین و زینب، دم/گوشهای از حیاش، آسیّه/گوشهای از نجابتش، مریم/شأن مایسطرون، برادر او/کاتب شأن اوست نون و قلم/مادرش بوده از أزل، زهرا/جدّ او بوده از أزل، خاتم/رهبرش گفت: إصبری اُختی/پای کوبید بر زمین، محکم/کربلا تا که قامتش خم شد/آسمان پیش قامتش شد خم/آنچنان محو در حسینش بود/گوییا رفته در سکوت عدم/بعد عبّاس، غیرتش جوشید/آنچنانکه نیفتد این پرچم/گرچه او را کشیدهاند به بند/دشمنانش اسیر او شدهاند/روی نی دید تا پسرها را/گفت پس بنگرید دریا را/پس شما سایهی سرم باشید/پیشمرگ برادرم باشید/ما گرفتار هلهله شدهایم/همسفرهای حرمله شدهایم/اصلاً این حرمله مؤدّب نیست/ملأ عام، جای زینب نیست/مردم شام، طعنه را بلدند/بوسه بر چکمههای شمر زدند/دامن شامیان پر از سنگ است/چقدر کوچههایشان تنگ است/آستینهایمان روی سرمان/آتش افتاده روی معجرمان/آه! باید فقط فغان بکشم/خار از پای دختران بکشم/چقدر حرف آب را زدهاند/پیش سقّا، رباب را زدهاند/ میشناسید؟! آنسر سقّاست/آنکه بر روی نیزه پخشوپلاست/ نذر نجمه کنید سرها را/ببرید از حرم، نظرها را/ نخورد سنگها به دلبر من/نشکند ابروی برادر من/روی نی سر کنید قربانی/نشکند از حسین دندانی
-
صدام کردی اُخَیَّ ولی بریدهبریده/به قتلگاه رسیدم ولی خمیدهخمیده/همینکه بوسه به رگهای تو زدم، جگرم سوخت/چرا گلوی تو را شمر، ذرّهذرّه بریده/تو را شبیه به مادر لگد زدند عزیزم/مرا شبیه پدر، لشکری به بند کشیده/کسی نمانده سوارم کند به ناقه؛ عزیزم/ببین که همسفرم با سنان خیرندیده
-
امروز شنیدهام مکرّر/بیلشکری و بدون یاور/من هیبت تیغ ذوالفقارم/تو شیر حماسه، یابن حیدر/دلواپسیات، مرا به هم ریخت/گریان توام بهجان مادر/آفتاب سایهسار من/بیتاب یک اشاره من/ای صاحب اختیار من/ای عشق بیقرار من/رحمی به حال زار من/ای صاحب اختیار من/از اینهمه غربتی که داری/شرمنده شدم بهجان اکبر/راضی نشو که میان خیمه/باشم خجل از رباب و اصغر/هرچند که داغشان شدید است/ترسیدهام از بلای دیگر/عمری منم کنار تو/بیتاب و بیقرار تو/تا جان کنم نثار تو/شد تیغ ذوالفقار تو/جولان آشکار من/ای صاحب اختیار من/ای بی سپاه کربلا/دست مرا نکن رها/از خواهرت نشو جدا/آتش گرفته خیمهها/از آه پر شرار من/ای صاحب اختیار من
-
عقیلهی بنی هاشم؛ زمزمهی لب قائم/اسیر روی تو قاسم؛ لطف و کرامت دائم/ملک به عزم گدایی بهسمت ملک تو عازم/به ملک عشق حسینی، تویی ملیکه و حاکم/نفس الرّحمن، ای عشق بی پایان/جانیم سنه قربان، ای عمّهجانم/با دل سوزان، با دیدهی گریان/میخوانمت از جان، ای عمّهجانم/به نگاهی دل ما را بردهای تا عرش اعلاء/ای تفضّلهای زهرا! ای تجلّیات مولا/تویی که سلم و سلامی؛ تویی که روح قیامی/تویی که جان کلامی؛ تویی که صبر تمامی/منم که گردوغبارم؛ منم که تیره و تارم/منم که خسته و خارم؛ تویی که لطف مدامی/ذکر روح افزا، عشق دل شیدا/یا زینب الکبری! ای عمّهجانم/از کرم بر ما، تفضّلی فرما/از شور عاشورا، ای عمّهجانم/سر ما و آستانت؛ دست ما و قرص نانت/حضرت صاحبزمانت هست بانو روضهخوانت/ جلالة العلویّه؛ به معرکه، بوترابی/یا عصمة الفاطمیّه! تو حجبی و تو حجابی/کرامت الحسنیّه؛ حسین پشت نقابی/گرهگشای دو عالم که بسته بین طنابی/داغ جانفرسا، ای ماتم عظما/ای گریهی زهرا، ای عمّهجانم/روز مرگ ما، شبهای عاشورا/ای روضهی گویا! ای عمّهجانم/ بی حسین و بی علمدار، تو و آزار، تو و بازار/ای به درد و غم گرفتار! میزنم عشق تورو جار
-
خواهربرادری بهجای خود؛ حالا منم سرباز لشکرت/با بچّههام من اومدم تورو قسم بدم بهجان مادرت/به فاطمه قسم! تو دست رد نزن به ما/ای یار با وفا/اگه ردم کنی بگو که من برم کجا/ای یار با وفا/بذار بیان که رووسفید بشم من ای حسین/به پیش مادرت/تموم بچّههای زینبت بشن فدا/علیاصغرت/تا زندهام ای حسین، شبیه مادرم/ببین که یکتنه برا تو لشکرم/گوشم به فرمان توئه فقط؛ تویی عزیز من، امام من/هرچی بگی همونه ای حسین؛ تویی تو حجّت تمام من/فدای تو تموم هست و بود خواهرت/سرم فدا سرت/خدا کنه بیحرمتی نشه به پیکرت/سرم فدا سرت/بعد تو نوبت مخدّرات و غاره/وقت اسارته/بدون تو قسمت ما فقط جسارته/وقت اسارته/خدا میدونه که عزیز زینبی/نبینمت حسین به زیر مرکبی/ترسم ازینه لحظهی غروب، تنها بمونی بین یکسپاه/میترسم آخرش تو رو حسین، ببینمت میون قتلگاه/یومٌ علی صدر النّبی ای شاه کربلا/عزیز مصطفی/یومٌ علی وجه الثّری به زیر دستوپا/عزیز مصطفی/من، مادرم خونده برام روضه از اون غم/پیراهنت حسین/میدونم آخر روبرو میشم با اونهمه/زخم تنت حسین/میدونم عاقبت غوغا میشه به پا/سرت رو میبرن بهروی نیزهها
-
تو پرچم بالای عرش اعظمی/من، زینبم؛ نقش روی این پرچمم/تو اربابی و مشکلگشای عالمی/من، خواهر مشکلگشای عالمم/تو آیینهی حیدر کرّاری/فرماندهای و سیّد الاحراری/تو غریب و تنها نمیشی تا منو داری/میگی بریم خیمه، از بسکه آقایی/هنوز منو داری، کی گفته تنهایی/تا عالم شنید آوای هَل مِن ناصرت/از چشماش چکید خونگریههای خواهرت/من، پنجاهسال پشت سر تو اومدم/تا قسمت کنی این دردو با همسنگرت/من، دختر شیر اسداللهم/من، مفسّر نصرُ مِن اللهم/فتوا بده تا این دو فدایی برن باهم/چیزی نمیبینم بهغیر زیبایی/ببین زیر پاتو؛ کی گفته تنهایی
-
هنوز با خودم توو تنهاییام/صدات میزنم مگه بشنوی/توو دنیایی که یهجنبهش غمه /چی بهتر از این غم معنوی/ یه آدم مثه من چی میخواد/از این زندگی موقّت/گریزی از این کشمکش نیست/به غیر از گریزای روضهت/ روضهت با ارزشه/وقتش الان نباشه کی وقتشه؟/اونم برا من که حالا چی بشه/بخواد گریهم بگیره/جدایی از تو واسم/تصوّر ناپذیره/ولو اینکه از سر اتّفاق/توجّه کنی بهم کافیه/بگم عاشقم دروغه، دروغ/بگم نیستم بیانصافیه/ سراسیمه دنبال روضهم/سراسیمه دنبال اشکم/توو قبرم به کارم نمیاد/به جز اعمال و دستمال اشکم/ غرق این ماجرام/نمیتونم از تووی فکرت درآم/دنیا همون جایی تموم شد برام/که تشنه تورو کشتن/همونجا که توو گودال/گرفت دورتو دشمن
-
امشب نسیم از دریات میخوام؛ نگی نگفتم/امشب برات از سقّات میخوام؛ نگی نگفتم/یه جرعه آب از دستات میخوام؛ نگی نگفتم/ آخر یهروزی با یهنگاهت آتیش میگیرم/خاکستر و خاک پات میشم؛ نگی نگفتم/مثل امامم که پر کشیده، به تو رسیده/لبتشنه ذوب از گرمات میشم؛ نگی نگفتم/دنیا رو دیدم از هرچی غیر تو دلبریدم/دیدم فقط تو دنیام میشی؛ نگی نگفتم/افتاده بارم؛ هی در زدم هی ؛حالا ببین کی/مرهم برای دردام میشی؛ نگی نگفتم/وقتی به من سخت گرفته دنیا به خاطر عشق/آسون بگیر از این بیسروپا؛ نگی نگفتم/من قول میدم هرچی تو میخوای، تو قول دادی/که وقت مردن میایی آقا؛ نگی نگفتم
-


تاکنون نظری ثبت نشده است.