- 269
- 1000
- 1000
- 1000
شهادت امام جعفر صادق (ع) 1404- محمود کریمی
مرثیه خوانی به مناسبت شهادت امام جعفر صادق (ع) با صدای محمود کریمی، سال 1404
قطعات
-
عنوانزماندریافتتعداد پخش
-
کرامتپیشهای بیمثل و بیمانند میآید/که باران تا ابد، پشت سرش یکبند میآید/کسیکه نسل او را میشناسد، خوب میداند/که او تنها نه با شمشیر، با لبخند میآید/همان تیغی که برقش میشکافد قلب ظلمت را/همان دستی که ما را میدهد پیوند، میآید/همه تقویمها را گشتهام، میلادی و شمسی/نمیداند کسی، او چند چند چند میآید/جهان میایستد با هرچه دارد روبهروی او/زمان میایستد؛ بوی خوش اسپند میآید/ولی الله؛ عین الله؛ سیف الله؛ نورالله/علی را گرچه بعضی بر نمیتابند، می آید/بله! آن آیت اللّهی که بعضی خشکمذهبها/برای بیعت با او نمیآیند، می آید/برای یک سلام ساده، تمرین کردهام عمری/ولی میدانم، آخر هم زبانم بند میآید/
-
به منبر میرود دریا، بهسویش گام بردارید/هلا! اسلام را از چشمهی اسلام بردارید/مبادا از قلمها جا بیفتد واژهی اینک/که بر منبر، قدح کج کرده ساقی؛ جام بردارید/سَلونی را هدر کردند روزی مردمان، امروز/بپرسیدش! از اسرار جهان، ابهام بردارید/الا ای شاعران! چشمان او آرایهی وحی است/برای ما از آن باران، کمی الهام بردارید/نسیم صبح صادق میوزد از گیسوی صادق/از آن مضمون پیچیده، جناس تام بردارید/به فرزندان، به اهل خانه، جز ایشان که میگوید/غلام خستهام خفته، قدم آرام بردارید/اگر فرمان او باشد، نباید پلک بر هم زد/بهسوی شعله چون هارون مکّی، گام بردارید/رُویَّ عَن امامِ جعفر الصّادق لَه الرّحمَة/به جز احکام او، چشم از همه احکام بردارید/بهجای حج بهسوی کربلا رفتن، خداجویی است/کفن باید بهجای حولهی احرام بردارید/اگر در گوش نوزادی أذان میخواند، میفرمود/که با آب فرات و تربت از او کام بردارید
-
تنها نسوخت از شرر زهر، حنجرت/آتش رسید بر جگر و جسم لاغرت/یکبار غرق خون، لبت از زهر شد ولی/عمری چکید خون دل از دیدهی ترت/از کوچههای تنگ، عبورت فتاد و بعد/یاد آمد از کبودی رخسار مادرت/گرچه شکستهاند در خانه را ولی/دیگر لگد نخورد به پهلوی همسرت/با ترس، کودکت وسط شعله میدوید/زخمی خارها نشده پای دخترت/با دست بسته، مجلس اغیار رفتهای/امّا سر بریده نبوده برابرت/از سوز زهر، پا به سرت آب شد ولی/شکر خدا که باز بُوَد روی تن، سرت/پیراهن شما که به غارت نرفته است/عریان نمانده جسم تو در پیش خواهرت/شکر خدا که چکمه به جسم شما نخورد/خاکی دگر نگشته دهان مطهّرت/شکر خدا که پیکرت آقا به هم نریخت/در زیر نعل اسب، نشد نرم پیکرت
-
چشم من به أمر تو/قلب من، مطیع تو/شد سرشته آب و گل من از تربت بقیع تو/کلام پر نور تو بود از آیههای محکمات/امتحنوا شیعتنا عند مواقیت الصلوة/نماز تو پر از روح/نماز مادرت زهرا/نماز کوفهی حیدر/نماز ظهر عاشورا/تا خدا میوندار/بزم سوگواریته/اینکه من برات سینه میزنم از بزرگواریته/کلام تو، تیغ تو و رسم حسینه رسم تو/مدد اباعبدالله! اسم حسینه اسم تو/ سلام ما به راه تو/به تیغ بینیام تو/سلام زینب کبری/به منبر قیام تو/روضههای تو آقا/مثل روضهی شامه/میبرن تو رو تووی کوچهها بیعبا و عمّامه/حرمت سنّ و سالتو نگه نمیداره کسی/میون شعله، بچّههات میمیرن از دلواپسی/کشونکشون، تو رو بردن/میخوندی روضه زیر لب/خدا میدونه توو بازار/چهها گذشته به زینب
-
کاش آن زمان سرادق گردون، نگون شدی/وین خرگه بلندستون، بیستون شدی/کاش آن زمان درآمدی از کوه تا به کوه/سیل سیه که روی زمین، قیرگون شدی/کاش آن زمان ز آه جگرسوز زینبت/یکشعله، برق خرمن گردون دون شدی/کاش آن زمان که کشتی آلنبی شکست/عالم تمام غرقهی دریای خون شدی/کاش آن زمان که پیکر او شد درون خاک/جان جهانیان همه از تن، برون شدی/این انتقام گر نفتادی بروز حشر/با این عمل، معاملهی دهر چون شدی/آلنبی چو دست تظلّم برآورند/ارکان عرش را به تلاطم درآورند/کشتی شکستخوردهی طوفان کربلا/در خاک و خون فتاده به میدان کربلا/گر چشم روزگار بر او فاش میگریست/خون میگذشت از سر ایوان کربلا/نگرفت دست دهر، گلابی به غیر اشک/زآن گل که شد شکفته به بستان کربلا/زان تشنگان هنوز به عیّوق میرسد/فریاد العطش! ز بیابان کربلا/بودند دیو و دد، همه سیراب و میمکید/خاتم ز قحط آب، سلیمان کربلا/از آب هم مضایقه کردند کوفیان/خوشداشتند حرمت مهمان کربلا/آه از دمی که لشکر اعدا نکرد شرم/کردند روو به خیمهی سلطان کربلا
-
شأنش برای دشمنانش نیز پنهان نیست/در کفر هم جایی برای ردّ قرآن نیست/فردای محشر، دائماً سر در گریبان است/هرکس که پای داغ او پارهگریبان نیست/از دولت چشمان او یکعمر نان خوردند/گرچه بیابان، قدردان لطف باران نیست/از آتش افتاده بر در میشود فهمید/دیگر کسی در شهر پیغمبر، مسلمان نیست/او را به جرم خادمی فاطمه، بردند/گرچه پریشان رفت از خانه، پشیمان نیست/این پیرمرد سالخورده، احترامش کو/این روضهخوان کربلا را غصّهی جان نیست/با دست بسته در پی مرکب، روانگشتن/حتّی برای یکجوان هم نیز آسان نیست/او میدود امّا نه گودال است در راهش/او میرود امّا دگر زلفش پریشان نیست/شیخ الأئمّه، بیعبا رفته است؛ واویلا!/شیخ الأئمّه، بیعبا رفته است، عریان نیست/شکر خدا در کوچهها پیشانی حضرت/منزلنشان سنگ بیپروای طفلان، نیست/امّا حسینبنعلی را قرعه، سخت افتاد/آنقدر سنگ آمد، سر از روی درخت افتاد
-
فقیرِ بذل نگاه تو یا ولیالله/اسیرِ زلف سیاه تو یا ولیالله/به انتظار پناه تو یا ولیالله/نشسته بر سر راه تو یا ولیالله/تویی کریمِ کریمان و ذوالکرم هستی/تو سرپناه من و خانوادهام هستی/حدیث فضل تو اذکار هر شبِ شیعه/همیشه نام قشنگ تو بر لب شیعه/تویی رئیس بلاعزل مکتب شیعه/اَلا امیر و علمدار مکتب شیعه/به لطف کرسیِ درس تو جعفری شدهام/من از دعای شما بوده حیدری شدهام/تو عشق هر دل بیتابِ عاشقی مولا/اصول دینی و قرآنِ ناطقی مولا/و ماورای تمام عقایدی مولا/تویی که پیر و مراد نوابغی مولا/دو دست خالیِ من هم دخیلِ امسالت /سرم فدای تو و جابرابن حیّانت /خوشا به حال دلی که فقط اسیر تو شد/اسیر و سائل و مسکین و مستجیر تو شد/خوشا به حال کسی که ابوبصیر تو شد/میان آن همه شاگرد، سربهزیر تو شد/هر آنکه سوی تو آمد، ادارهاش کردی/کسی که زائرتان شد زُرارهاش کردی/ششم ستارهی دنبالهدارِ زهرایی/ششم مربّیِ فقه و اصول دنیایی/دلیل خلق زمین بلکه آسمانهایی/تو که مقرّب و محبوب حق تعالایی/فقط نه جانِ جهان و جهانِ جان هستی/هماره مرجع تقلید شیعیان هستی/بیا و پای دلم را به خانهات وا کن/حضور میطلبم سینه را مصفّا کن/زِ شوق دیدهی من را شبیه دریا کن/تنور خانهی خود را سپس مهیّا کن/حلالِ مِهر شما قطره قطرهی خونم/خلیلِ نار تو هستم زِ نسل کارونم/همیشه عطر حضورت در این حوالی هست/و با روایتِ تو عشق و شور و حالی هست/سحر حسینیه جایت همیشه خالی هست/به یاد روضهی تو در دلم ملالی هست/برای زائر خود سایهبان نداری که/کنار تربت خود روضهخوان نداری که
-
رفیق لحظههای بیپناهی من/جبران تصمیمای اشتباهی من/همیشه بین خیر و شر، کی میرسه؟ تو/اونی که دائماً سر دو راهیه، من/حتّی شبم مونده تووی سیاهی من/بار دو عالم، روو شونه دارم/نشونه دارم/از کلّ دنیا یهدل دیوونه دارم/درسته پیرم/آره شکستهم/ولی هنوز گریهی بچّهگونه دارم/دنیای بی تو برا من شگون نداره/دلم ستارهای توو آسمون نداره/راست و حسینی اونیکه برات نمیره/میگه دوست داره ولی بدون نداره/اگر دوست داره چرا با جون نداره؟/یادم نمیره با چش خونبار/با غم بسیار/به هیأت اومدم برای اوّلینبار/با گریه گفتم که دیگه خستهم/اگه میشه منو پیش خودت نگهدار/خودت میدونی بندهی محبّتم من/ببخش اگه اینطوری با تو راحتم من/با اونیکه دوسش دارم، خیلی میجوشم/مزاحمم آره، یهکم بدعادتم من/خوبم یا بد، یهعمره زیر سایهتم من/یهخورده دیگه تحمّلم کن/باز بغلم کن/نگو که سربار توام؛ نگو ولم کن/ببین خرابم؛ ببین تمومم/باز یهنگاه از اون نگاها به دلم کن
-
غیر تو هر چی دلدادگی بود/از بچّگی بود و از سادگی بود/از بد بیاری هر چی بگی بود/بی تو مگه زندگی، زندگی بود؟/لحظه به لحظه عمر تباهم/آلودگی بود و آلودگی بود/حالا دلم از تو دم میزنه/شبها تو صحنت قدم میزنه/جز تو به هر چی که فکر میکنم/آرامشم رو بهم میزنه/حالا که به تو دل دادم حسین/حالا که پات افتادم حسین/از محضر تو چیزی نمیخوام/هر چی که پسند تو آمادم حسین/جان آقام، حسین جان آقا/میدونی هیچ وقت دلسنگ نبودم/همرنگ دنیای صد رنگ نبودم/پیش تو میخوام اقرار کنم که/واست به جز مایهی ننگ نبودم/امّا خدایی واسه ضریحت/هیچ وقت مثل حالا دلتنگ نبودم/تو خواب میبینم که باز عازمم/گریون با چاووش حاج ناظمم/هر چی صلاح تو باشه قبول/امّا بدون من حرم لازمم/هر چند تورو آزردم حسین/جز تو به کسی دلم رو نسپردم حسین/دور از حرمت افسردم حسین/صادقانه میگم که کم آوردم حسین/جان آقام، حسین جان آقا


تاکنون نظری ثبت نشده است.