- 1380
- 1000
- 1000
- 1000
شب پنجم ماه مبارک رمضان 1404 - حاج محمود کریمی
مناجات خوانی به مناسبت شب پنجم ماه مبارک رمضان با صدای حاج محمود کریمی، سال 1404
قطعات
-
عنوانزماندریافتتعداد پخش
-
مسندنشین عالم ایجاد؛ یاعلی/صد شکر کار ما به تو افتاد؛ یاعلی/از دولت غم تو شدم شاد؛ یاعلی/کارت درست؛ خانهات آباد؛ یاعلی/هرکس شهید توست؛ به دست تو خاک شد/هرکس نشد شهید تو، مرد و هلاک شد/در باب شأن و مرتبت ارجمند تو/شعر تری کجاست که باشد پسند تو/ای بهرهمندهای جهان، مستمند تو/دنیا کم است پیش نگاه بلند تو/دستم اگر به دامن مدح تو میرسید/از بیتبیت شعر من، اعجاز میچکید/بسیار پردههای دلم را شکافتم/جز تو به پردهپردهی این دل نیافتم/زیر قدوم توست، خیالی که بافتم/گفتند از تو دور شوم؛ برنتافتم/ای خسروی که قصّهی شیرین من شدی/آهنگ تیشههای من کوهکن شدی/وقتی نبی سپرد علم را به دست تو/یکلحظه شک نکرد دل حقپرست تو/واشد دهان خیبر از آن تیغ مست تو/ای قلعه در تحیّر تو؛ ناز شصت تو/فرصت نکرد هضم کند قصه را علی/مرحب اگر که نعره نزد: مرحبا علی/مدح تو را که مجلسیات در بحار گفت/باید شعار کرد و به داد و هوار گفت/صائب به مصرعی، غزلی مایهدار گفت/یک عمر میشود سخن از زلف یار گفت/ای زلف تو حکایت دنبالهدار ما/ذکر تو، روشنایی شبهای تار ما/این ناکسان که بیادب و آبرو برند/میخواستند نام تو را بیوضو برند/باید به گور دیدن این آرزو برند/جاوید نام توست؛ بگو دم فرو برند/شاهنشهان کلّ جهان، خاک پای تو/هر کاخ، آجری است به ایوان طلای تو/پیش تو گرچه عرصه قال و مقال نیست/جز هایوهوی، چارهی این شعر لال نیست/گفتم به محضر تو بمیرم؛ مجال نیست/وصلت هنوز قسمت این خستهحال نیست/من از همه به وصف تو الکن ترم علی/با شعر بار عشق تو را میبرم علی/من را ببخش؛ تحفهی بهتر نداشتم/گفتم کبوتر تو شوم؛ پر نداشتم/با اینکه شأن و رتبهی قنبر نداشتم/دست از غلامی در تو بر نداشتم/دریای حسن! شبنم من را قبول کن/ای کثرةالعطا! کم من را قبول کن
-
پناه آورده سائل/در خونهت که رحمت میشه نازل/میبینی سر به زیرم/صدات کردم دوباره از تهدل/دو دستم خالیه چون/پره پروندم از اعمال باطل/اگه غرق گناهم؛ شده لطفت پناهم/نگو چیزی ندارم؛ همین اشکه سلاحم/الهی یا الهی/گره خورده به کارم/بهغیر از اهلبیت هیچکی ندارم/پناه من همینجاس/روو دیوار کی آخه سر بذارم؟!/حالا میخوام که واسه/یه آقازادهای امشب ببارم/تا عبدللّه نگاه کرد؛ حرم خالیه از مرد/میگفت هی عمّه زینب؛ برادرزاده برگرد/عموجونم عموجون/
-
زل میزنم فقط وسط کربلا به تو/یعنی پناه میبرم از هر بلا به تو/وقتی من از توام؛ دگر از من خبر نگیر/از من که هیچ فاصلهای نیست تا به تو/بینامه آمدم که مرا قاسمم کنی/من نیز هدیهی پدرم مجتبی به تو/طاقت نداشتم که ببینم بدون تو/دستش کند طناب اسارت، رباب تو/والله لاافارقک یا ابوعلی/وصلم میان هجمهی این دست و پا به تو/اینها که میزنند مرا، دشمن توئند/چون میدهند با زدنم، ناسزا به تو/من پارهی تن توام ای بضعه رسول/این شد که دوختند مرا نیزهها به تو/پیراهن تو گشتم و دشمن مرا درید/اینجا عمو نیامده اصلاً عبا به تو/از نعلهایشان به زر و سکّه میرسند/در کوفه بسته است بهای طلا به تو
-
چه خبره توی میدون/وسط اون تیربارون/میون اونهمه ظلمت/داری میتابی عموجون/همه دستبهدست هم دادن/که بکوبنت زمین ولی/تو زمین نمیخوری آخه/خدا با توئه ابوعلی/تو ذکر خدایی و فراموش نمیشی/تو نور خدا هستی و خاموش نمیشی/پایان نداری و سرآغاز میمونی/تو پرچم حقّی و سرافراز میمونی/یا نورالله؛ اباعبدالله/چه خبره ته گودال/که داره حقّ میشه پامال/حرم ما همه گریون/دشمنامون همه خوشحال/تیر و تیغ و نیزه میزنن/که تو رو ذلیل کنن ولی/تو عزیز میمونی تا ابد/خدا با توئه ابوعلی/وایسادی و عزّت رو به تصویر کشیدی/تنهایی جلو ظالم، شمشیر کشیدی/افتادی که خاکو به سر دنیا بریزی/پیراهنتم بردن و تو باز عزیزی/یا نور الله؛ اباعبدالله


تاکنون نظری ثبت نشده است.