- 217
- 1000
- 1000
- 1000
شب سوم فاطمیه دوم 1403 - مجید بنی فاطمه
مرثیه خوانی شب سوم فاطمیه دوم با صدای مجید بنی فاطمه، 1403
قطعات
-
عنوانزماندریافتتعداد پخش
-
به زمین نبستهام دل به هوای آسمانش/زدهام گره دلم را به پَر کبوترانش/شدهام اسیر لطفش، شدهام گدای نانش/همه عمر بر ندارم سر خود از آستانش/که فقط سپردهام دل به علی و خاندانش/به ورای عرش رفته که بسازد آشیانه/لب آسمان هفتم شده غرق در ترانه/مَلَکی به گرد پایش نفَسی رسیده یا نه؟!/بجز از خدا نبوده بخدا در آن میانه/نگران جبرئیلم که شکسته نردبانش/به جنون کشانده ساقی دل مبتلای ما را/متحیّرم چه نامم بَشر خدانما را/بگذار تا بخوانم نغماتی آشنا را/علی ای هُمای رحمت تو چه آیتی خدا را؟/که قبیلهی قلمها شده قاصر از بیانش/شده لطف بیدریغش همه عمر شامل من/بخدا نشسته یادش همه شب مقابل من/احَدی خبر ندارد که چه کرده با دل من/بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من/چو اسیر توست بنما سر سفره میهمانش؟!/غمی از خزان نباشد که بهارمان میآید/شبی از مسیر دریا به دیارمان میآید/دم احتضار بیشک به کنارمان میآید/دو جهان بدون حیدر به چه کارمان میآید؟!/دَمی از فضیلتش را بشنو ز دشمنانش/نشنیدهاند آیا که خدای حَیّ سرمد،//شب و روز میفرستد صلوات بر محمّد؟و به این دلیل روشن که علیست جان احمد/رسد آدمی به جایی که بجز علی نبیند/بنگر که تا چه حد است مکانِ لامَکانش/
-
غم علی، غصّه علی، ناله علی، آه علی/نورِ الله علی، شمس علی، ماه علی/اوّل و آخر معراج علی، راه علی/پهلویم داد شهادت، ولیالله علی/خوشترین درد علی، خستهترین مرد علی/به زمین خوردنِ من نیز صدا کرد علی
-
چند وقتیست سرم روی تنم میافتد /دست من نیست که گاهی بدنم میافتد /نقش لاله به روی پیرُهنم میافتد /دست من کار کند، مطمئنم میافتد /من چگونه بپرم؟، بال و پرم سوخته است /به خدا بیشتر از تو جگرم سوخته است /من ز تب کردن و بیمار شدن خسته شدم /بر سر خادمه سربار شدن خسته شدم / تن من سوخته تبدار شدن، خسته شدم /من از این دست به دیوار شدن خسته شدم /شانه از دست من افتاد، دل زینب سوخت /چشم من بر حسن افتاد، دل زینب سوخت /
-
درِ خونهی خدا دستت بازه/خدا واسه نوکرِ تو میسازه/کافیه که هرکسی حاجت داره/یه سفرهی رقیه بندازه/تو گرسنه موندی تا که نوکرات سیر بشن/حق بده که از غمِ تو جوونا پیر بشن/تو گرسنه موندی و سیر زدنت/بچه بودی، جوون و پیر زدنت/ای بمیرم که با زنجیر زدنت/ای پیر ترین دخترِ دنیا/رقیه جان، رقیه جان، رقیه جان/اندازهی تو موی سفید نداشت بابا/رقیه جان، رقیه جان، رقیه جان
-
سلام من به محضرت، به تربت مطهره/میدونی واسه نوکرت، دعای خیر تو بسه/جهان فدای نام تو، لطفالدوام تو/میخواستی که سلام تو، به شیعیانت برسه/مهمون توام مادر، از مرحمت مولا/جاریه سلام تو، تا آخر این دنیا/هم نور تو پیدا، هم قدر تو پنهان/شبیه شب احیا/هم نام تو باقی، هم مهر تو جاری/ای مادر دریا/سلامُعلیکِ یا اُماه.../****همنفس ابوتراب، بانوی آیینه و آب/از طرف شاه نجف، سلام تو به ما رسید/دختر ختم الانبیا، مادر شاه کربلا/علیکمُالسلام ما، بر تو و محسن شهید/ای صبح امید ما، سرچشمهی خوبیها/ما بندهی تو هستیم، یا فاطمةالزهرا/ای صبر و قرارم، من هرچی دارم/همین عرضِ سلامه/از اون دم اول، تا لحظهی مرگم/اسمت رو لبامه/سلامُعلیکِ یا اُماه.../****تو لحظههای بیکسی، به داد شیعه میرسی/تموم دنیا عاقبت، شأنتو باور میکنه/تو غربت قیامتم، میای برا شفاعتم/معجزهی نگاه تو، محشرو محشر میکنه/اون روز که میشه رحمت، از چشمای تو نازل/مادر گرهُ وا کن، با دست ابوفاضل/فردای قیامت، سرتاسرِ محشر/بدهکار تو میشه/دنیا زیر دینِ، اون چادر خاکی/میمونه همیشه/سلامُعلیکِ یا اُماه...
-
صدا اذونه، با بوی هیزم/با هرم آتیش، پیچید تو خونه/کیه فضه رو صدا میزنه/صدا صدای مادرمونه/زنده بمومه مادرم تو شعلهها خدا کنه/خدا کنه که میخ در چادرشو رها کنه/تو روز روشن ای خدا آخه کی فکرشو میکرد/که فاطمه بسوزه و علی فقط نگاه کنه/چه روزگاری، پهلوی زهرا شکسته/چه روزگاری، حیدرو دستای بسته/چه روزگاری پهلوی مادر شکسته/****دارن میکشن توی کوچهها/فاتح جنگِ بدر و خیبر و/پهلو شکسته دنبال بابا /تو راه مسجد، دیدم مادر و/فاطمه لشکر علی شده تو کوچه یک تنه/هیچکی یه مادر و جلوی بچههاش نمیزنه/میشکنه توی راه کوچهها غرور دوالفقار/غلاف تیغ که بازوی مادرمونو بشکنه/آهای مدینه، راهو به زهرا گرفتی/آهای مدینه، محسنو از ما گرفتی/میزد مرا مغیره و یک تن به او نگفت/زن را کسی مقابل شوهر نمیزند
-
زمین گریه زمان گریه، تمام چشمها گریه/صدای مادرم میآید از سجاده با گریه/چرا عجل وفاتی از قنوتش میچکد اینبار /چرا پس با صدای قطعه قطعه پس چرا گریه/چرا ایندفعه جای جار ثم الدار دستانش/به روی چادرش میبارد از هر ربنا گریه/دل معصوم وقتی بشکند کون و مکان بغض است/که گاهی بین دریا و کبوتر در هوا گریه/صدایی از در و همسایه میآید که یا حیدر بگو /که فاطمه یا شب شود یا روز را گریه/پدر یک بیت الاحزان از کبود دردهایش ساخت/و کار ما در آنجا روز و شب شد یک صدا گریه/جلال او، جمال او صفاتی از خدا دارد/و با هر قطره اشک مادرم دارد خدا گریه /میان کوچه این ایام بی انصافی محض است /که خنده سهم قنفذ باشد اما سهم من گریه /علی را کار طوفانی زهرا، خانه برگرداند /شبیه رعد میغرید و مثل ابرها گریه/شهادت از سراپایم نمایان است ای فضّهکتاب عمر زهرا رو به پایان است ای فضّه ز یکسو وصلِ بابایم ز یکسو دوری از شوهر /مرا روز وصال و شام هجران است ای فضّه /کمک کن تا بجای آرم نماز آخرینم را /که یک امروز زهرا بر تو مهمان است ای فضّه /اگر خود میدهم انجام کارِ خانة خود را /اجل با بانویت دست و گریبان است ای فضّه
-
قرآن مستوری تو ذکر مأثوری/نور علی، نور علی، نور علی نوری/بالاتر از فکری، چون ذات حق بکری/ذکر علی، ذکر علی، ذکر علی ذکری/ریحانهی، کاشانهی، شاهانهی مولایی/دردانهی بابایی، ای سورهی انسان/پروانهی، فرزانهای، حق جامهی مولایی/همخانهی دریایی، ای دختر باران/ای که بر عرش خداوندِ عظیمی قائمه/لافتی الا علی لاسیف الا فاطمه****ای مهربان بانو، جان جهان بانو/هر دانه از تسبیح تو یک کهکشان بانو/ماه زمینِ ما، مهر تو دین ما/ای رشتههای چادرت حبلالمتین ما/ای همسر و همسنگر و ای یاور حیدر، تو/ای سورهی کوثر تو، انسیة الحوراء/نقش دل و نقش سرِ انگشتر حیدر، تو/دلداده و دلبر تو، ای ام ابیها /هر زمان بر قلب لشکر زد علی بی واهمه/لافتی الا علی لاسیف الا فاطمه/****ای قبلهی محراب، ای مادر ارباب/سینه زن کوی حسینت را بیا دریاب/از جام تو مستیم، ما دل به تو بستیم/ما منتظرِ منتقمِ فاطمه هستیم/من سائل و، من غافل و، من جاهل و، عاقل تو/مقصود نوافل تو ای سورهی اخلاص/ذکر عباس دلاور وقت فتح علقمه/لافتی الا علی لاسیف الا فاطمه
-
اگه قلب بی قرار داری بیا/اگه درد بی شمار داری بیا/اگه از نامردیا خسته شدی/اگه با یه مرد کار داری بیا/مرد علیِ دوای هر درد علیه/اونکه میشه باهاش ره صدساله رو/یه شبه طی کرد علیِ، مرد علیه/هرچه میخواهی طلب کن از شهنشاه نجف/منتی گر میکشی از مرد می باید کشید/علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را/که به ماسوا فکندی همه سایهی هما را/دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین/به علی شناختم من به خدا قسم خدا را


تاکنون نظری ثبت نشده است.