منو
میلاد حضرت فاطمه زهرا (س)، محمدرضا بذری

میلاد حضرت فاطمه زهرا (س)، محمدرضا بذری

  • 7 تعداد قطعات
  • 4 دقیقه مدت قطعه
  • 308 دریافت شده
مداحی به مناسبت میلاد حضرت فاطمه زهرا (س) با مداحی محمدرضا بذری، سال 1396

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 4:07
    حیدر، علی ابن ابی طالب امیرم علی آقا جون کریم و بی نظیرم علی الهی که یه روز برات بمیرم علی براتِ نجف رو ازت بگیرم علی هستی تو شاه عالم هستی تو دُرّ نایاب هستم من عبد تو یا حیدر منو دریاب حیدر، علی ابن ابی طالب مدد یا علی شبیه ذات حق تویی احد یا علی جانشین نبی، الی الابد یا علی بیچاره اون که از تو دم نزد یا علی معنای زندگی رو با تو فهمیدم آقا وقتی که تو بخوای، واست جون می دم آقا حیدر، علی ابن ابی طالب نگاره علی، نگاره علی ضربان دلای بی قراره علی کرامت همیشه موندگاره علی به سینه ی خزون من بهاره علی کار مولا امیری کار من نوکریه عالمی می دونه که قلب من حیدریه حیدر، علی ابن ابی طالب
  • 6:08
    مادرمه اون که هر شب دعای گوی بچه هاشه مادرمه اون که عمر و جَوونی من فداشه منو اون انتخابم کرد و عزت آبرو داد منو نوکر حسابم کرد و عزت آبرو داد خوشبختی یعنی که غمات یک به یک خاتمه بشه خوشبختی یعنی مادرت حضرت فاطمه بشه فاطمه مادر منه، فاطمه مادر منه مادرمه اون که گفته پای علی سر بذارم فاطمی باشم و دست از عشق علی برندارم سفارش کرده که مادر همیشه با علی باش از اول تا دم آخر همیشه با علی باش خوشبختی یعنی پسر بی بی زهرا بشی حساب خوشبختی یعنی پدر تو هم باشه ابوتراب خوشبختی یعنی که غمات یک به یک خاتمه بشه خوشبختی یعنی مادرت حضرت فاطمه بشه فاطمه مادر منه، فاطمه مادر منه
  • 6:26
    گاهی یک حرف به دریای سخن می ارزد آن چنان که لبِ بلبل به چمن می ارزد گاهی اوقات میانِ ستمِ فاصله ها بردنِ نام ِ محمد به قَرَن می ارزد پشت هر وصل نکو در به دری خوابیده پس به امّید لقا، تَرک وطن می ارزد سرِ سائیده به خاکِ کف پای زهراست آن سری را که مَثل گفته به تن می ارزد در بهشتی که فقط میوه ی فصلش سیب است کیسه برداشتن و پرسه زدن می ارزد راه دوری نَرَوَد فاطمه جان گاه گهی یک دو تا قاچ از آن سیب به ما هم بدهی سر به جز زیر ِ سرای تو وبال است، وبال نوکری جز به نگاه تو محال است، محال وقتی اعجاز کند خاکِ سرِ چادرِ تو خاک پای تو شدن اوج کمال است، کمال آتش دوزخ اگر بر تو حرام است حرام آتش عشق تو بر شیعه حلال است، حلال بس که اوصاف تو پُر کرده همه دنیا را این برای همه ی دهر سؤال است، سؤال که تو رَبّی؟! ملکی؟! انسیه ای؟! حورایی؟! تو رسولُ اللَهی یا حیدری یا زهرایی؟! تو رسیدی و جهان آینه بندان شد و بعد پَر جبریل پُر از کوثر قرآن شد و بعد به خدیجه خبر آمدنت را دادند میزبانِ تو سر ِخوانِ تو مهمان شد و بعد مادر عالم و آدم شدی و با قدمت شجره طیبه از میوه فراوان شد و بعد پس از آنی که جهان مزرعه ی طوبا شد نوه ی پنجم تو وارد ایران شد و بعد شهر و آبادی ما عطر خوش یاس گرفت شهر و آبادی ما یکسره سلمان شد و بعد این چنین مکتب ما مکتب ایمانی شد قوم ما جیره خور شاه خراسانی شد سرِ سجاده، نگاه تو قمر می سازد اشک می ریزی و چشم تو گُهر می سازد هر قنوتی که تو در نافله ات می گیری از شبِ تارِ علی صبحِ ظفر می سازد در دلِ خانه فقط نیمه نگاهت، نفست فضه ی خادمه را معجزه گر می سازد هرکجا دور سر شیعه بلا می گردد گوشه ی چادر تو دفع خطر می سازد لذت پر زدن سویِ شما را دارد به مذاق دل ما روضه اگر می سازد مادری کردی و در روضه صدایم کردی سر سجاده نشستی و دعایم کردی
  • 2:28
    بی تو هیهات زمین میل بهاری بکُند یا که شمس و قمرش لیل و نهاری بکُند روز محشر همه را خاک نشین کرده خدا که فقط فاطمه اش ناقه سواری بکُند به فُلانی و فُلانی و فُلان، نه گفتی تا علی از تو فقط خواستگاری بکُند آن قدر خواسته ات را به کسی رو نزدی که علی مانده برای تو چه کاری بکُند خط بکش دور سفر را و بمان پیش علی بنگر این دیده ی تر را و بمان پیش علی صحبت از هر چه که خواهی بکن از رفتن نه! پیش چشم نگران همه جان کندن نه! گفته ام تا بنویسند سر کوچه دگر سد معبر جلوی مادر آبستن نه! چند روزی است که دلشوره به زینب دادی پنج سالش شده پس پیرُهن آوردن نه! بین گودال زمانی که حسین افتاده تو سراسیمه بیا و بگو از گردن نه! قتلوکَ، ذبحوکَ، پسر بی کفنم و من الماء منعوک، شَه خونین کفنم (حسین قربانچه)
  • 9:26
    اینقده عاشقم دلم رو هدیه میارم شب میلاد زیر قدم های بهشتیت بوسه می کارم شب میلاد دست کرامتت رو مادر روی سر من بکش همیشه دعاتو از دلم نگیر که عاقبتم به خیر نمیشه مادر الهی فدات، مادر فدای نگات مادر ببین پسرت می میره برات دیروزم و امروزم و فردای منی تو گل خنده ی زیبایی رو لب های منی تو دنیا خودش این رو می دونه از روز اول، دنیای منی تو مادر الهی فدات، مادر فدای نگات مادر ببین پسرت می میره برات خدایی عاشقم دلم رو هدیه میارم شب میلاد زیر قدمهای بهشتیت بوسه می کارم شب میلاد دست کرامت رو مادر رو سر من بکش همیشه دعاتو از دلم نگیر که عاقبتم بخیر نمیشه مادر الهی فدات، مادر فدای نگات مادر ببین پسرت می میره برات دیروزم و امروزم و فردای منی تو گل خنده ی زیبایی رو لب های منی تو دنیا خودش این رو می دونه از روز اول، دنیای منی تو مادر الهی فدات، مادر فدای نگات مادر ببین پسرت می میره برات خدا زمین و آسمونو فقط به عشقت آفریده شُکر خدا تو این میونه محبتت به ما رسیده گره بزن با حسنینت تمام تار و پود ما رو بیا و لبریز علی کن، آب و گل وجود ما رو مادر کبوترتم، مادر فدا سرتم با جون و دل می خونم من نوکرتم مادر الهی فدات، مادر فدای نگات مادر ببین پسرت می میره برات بارون که میاد یاد چشای تو می افتم هر شب تو قنوتم تو هوای تو می افتم چه خوبه که در بدو ورودم دم هیئت، پای تو می افتم مادر الهی فدات، مادر فدای نگات مادر ببین پسرت می میره برات بسته دستاتو بچرخون تا چرخه ی عالم بچرخه یه کاری کن هر جا که هستم روم طرف حرم بچرخه
  • 2:11
    در تو مرا خیر بوَد، دلبر نیکوی من رو به دو چشمان توست دم همه دم سوی من غرق گنه آمدم، چشم امیدم به توست باز ضمانت کن ای ضامن آهوی من من یه نا امید، دارم فقط امید بگم امام رضا بازم گناهمو خرید تو اوج معصیت بازم منو خرید محبت رضا منو سوی خدا کشید آقام امام رضا، آقام امام رضا در تو مرا خیر بوَد، دلبر نیکوی من رو به دو چشمان توست دم همه دم سوی من غرق گنه آمدم، چشم امیدم به توست باز ضمانت کن ای ضامن آهوی من جان منو تازه کن ای دم طوفانی ام بر شب تارم بتاب ای مه نورانی ام
  • 5:27
    باران گرفت و زمزم و کوثر به ما رسید مستی رسید و باده و ساغر به ما رسید روز ازل که گِل عالم درست شد خاک سرای آل پیمبر به ما رسید وقتی خدا به طالعمان داشت می‌نوشت شکر خدا ولایت حیدر به ما رسید این عزتی که هست از آن جا گرفته‌ایم آن لحظه‌ای که منصب نوکر به ما رسید این جا اگر که دور علی بال می زنیم آنجا دلی شبیه کبوتر به ما رسید هرکس گرفت دست خودش را به سوی دوست در این میان محبت مادر به ما رسید چه مادری که لب به سخن تا که باز کرد روزیِ صد هزار برابر به ما رسید مادر ز مَقدم تو بهاری ترین شدم دست مرا گرفتی و بالا نشین شدم باید می آمدی به همه رهبری کنی اصلا فقط تو آمده ای سروری کنی روز ازل خدای تو می خواست باشی و در حق شیعه های علی مادری کنی در روز حشر بین تمام پیمبران آن لحظه می رسد که تو پیغمبری کنی حتی پیمبران به تو تعظیم می کنند وقتی قرار شد تو شفاعت گری کنی هم‌ صحبت علی به خدا غیر تو که نیست پس می شود به جای علی حیدری کنی سجاده پهن کن که دوباره مدینه را پُر از پَر فرشته و حور و پری کنی دست قنوت تو همه ی مستجاب هاست مهریه ی تو فاطمه جان کل آب هاست وقتی که ماه در سَحر چادر تو بود خورشید زیر بال و پر چادر تو بود زیر قدوم تو پر و بال ملائکه فوج فرشته دور و بر چادر تو بود هرکس که منتسب به تو شد سر به راه شد اصلا حجاب زیر سر چادر تو بود وقتی در آسمانِ خدایی بدون شک زینب در آن میان قمر چادر تو بود تو قبل مریم آمده ای مادر بهشت پس این همه حیا اثر چادر تو بود یک شب چهل یهود مسلمان تو شدند این هم نشانه ی دگر چادر تو بود نور تو مکه را مَثل کوه نور کرد ابلیس را حضور تو از مکه دور کرد شاعر : مهدی نظری

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه دعا و نغمه های مذهبی